vip4 vip4 .

vip4

گرفتگي گوش چگونه برطرف مي‌شود؟ | روش‌هاي موثر براي درمان و پيشگيري

حتما براي شما هم پيش آمده كه ناگهان احساس كنيد يكي از گوش‌هايتان كيپ شده و به‌درستي نمي‌شنويد. اين اتفاق مي‌تواند هنگام سرماخوردگي، بعد از شنا، در سفرهاي هوايي يا حتي به دلايل ساده‌اي مثل انباشته‌شدن جرم گوش رخ دهد.


به گزارش همشهري آنلاين، گرفتگي گوش، اگرچه معمولا مشكل جدي نيست، اما مي‌تواند بسيار آزاردهنده باشد و حتي روي زندگي روزمره و تمركز شما تاثير بگذارد.

احساس فشار، كم‌شدن شنوايي و گاهي حتي درد، از علائمي هستند كه نشان مي‌دهند گوش شما دچار گرفتگي شده است. اما جاي نگراني نيست! روش‌هاي متعددي براي برطرف‌كردن اين مشكل وجود دارد كه بسته به علت آن، يا ساده و خانگي است يا نياز به مراجعه به پزشك دارد. در اين مطلب از همشهري آنلاين، با بررسي دلايل گرفتگي گوش و راه‌هاي مختلف درمان آن، به شما كمك مي‌كنيم تا سريع‌تر از شر اين مشكل خلاص شويد و از شنوايي طبيعي خود لذت ببريد.

دلايل شايع گرفتگي گوش
قبل از اينكه به روش‌هاي درماني بپردازيم، بايد بدانيم كه چرا گوش‌ها دچار گرفتگي مي‌شوند. اين مشكل مي‌تواند دلايل متعددي داشته باشد، از جمله:

جرم زياد در گوش: گاهي اوقات، توليد بيش از حد موم گوش باعث مسدود شدن مجراي گوش و ايجاد احساس گرفتگي مي‌شود.
تغييرات فشار هوا: هنگام سفر با هواپيما، رانندگي در ارتفاعات يا حتي غواصي، فشار داخل گوش تغيير كرده و مي‌تواند باعث كيپ شدن آن شود.
سرماخوردگي و سينوزيت: احتقان و ترشح مخاط در سرماخوردگي و آلرژي‌ها بر عملكرد شيپور استاش (لوله‌اي كه گوش مياني را به حلق متصل مي‌كند) تاثير مي‌گذارد و باعث گرفتگي مي‌شود.
عفونت گوش: در برخي موارد، عفونت گوش مياني يا خارجي مي‌تواند باعث تورم و مسدود شدن مسير شنوايي شود.
ورود آب به گوش: پس از شنا يا حمام، ممكن است مقداري آب در گوش گير كند و باعث احساس گرفتگي شود.
مشكلات ساختاري: گاهي گرفتگي گوش ناشي از مشكلاتي مانند انحراف تيغه بيني يا رشد غيرطبيعي استخوان در گوش است.

روش‌هاي ساده براي رفع گرفتگي گوش در خانه
خوشبختانه، بسياري از موارد گرفتگي گوش را مي‌توان با روش‌هاي خانگي برطرف كرد. اگر علت گرفتگي گوش شما جدي نباشد، مي‌توانيد از راهكارهاي زير استفاده كنيد:

تكنيك بلعيدن و خميازه‌كشيدن
براي باز شدن شيپور استاش، دهان خود را باز كرده و يك خميازه عميق بكشيد يا چندين بار آب دهان را قورت دهيد. جويدن آدامس يا مكيدن آب‌نبات هم مي‌تواند به باز شدن مجراهاي گوش كمك كند.

استفاده از اسپري بيني ضد احتقان
سر خود را كمي به جلو خم كنيد و اسپري را درون يكي از سوراخ‌هاي بيني بزنيد، سپس همان سمت را با انگشت نگه داريد و هوا را از بيني ديگر خارج كنيد. اين كار را براي سوراخ ديگر هم تكرار كنيد تا گرفتگي كاهش يابد و فشار گوش تنظيم شود.

خم‌كردن سر به يك طرف و ضربه‌زدن آرام روي گوش
سر خود را به سمتي كه گوش گرفته است، كج كنيد و با كف دست به‌آرامي روي آن ضربه بزنيد. مي‌توانيد روي يك پا بپريد تا نيروي جاذبه به خروج آب كمك كند يا لاله گوش را به جهات مختلف بكشيد تا مسير خروج باز شود.

بخار درماني
بخار آب گرم مي‌تواند به كاهش مخاط و باز شدن لوله‌هاي گوش كمك كند. مي‌توانيد صورت خود را روي ظرفي از آب داغ بگيريد يا دوش آب گرم بگيريد.

استفاده از روغن‌هاي طبيعي
ريختن چند قطره روغن زيتون يا روغن نارگيل گرم در گوش مي‌تواند جرم سخت شده را نرم و به خروج آن كمك كند.

استفاده از كمپرس گرم
گذاشتن يك پارچه گرم روي گوش مي‌تواند باعث كاهش التهاب و باز شدن مسير گوش شود.

روش والسالوا
اين كار را خيلي محكم و با فشار زياد انجام ندهيد، چون ممكن است به پرده گوش آسيب بزند:

دهان خود را ببنديد و با دو انگشت بيني‌تان را محكم بگيريد.
يك نفس عميق بكشيد و سپس تلاش كنيد به‌آرامي هوا را از بيني بيرون دهيد (بدون اينكه بيني باز شود)
بايد يك حس باز شدن يا پاپ شدن در گوش‌هاي خود احساس كنيد.
روش فريزل
اين روش ملايم‌تر از والسالوا است و براي افرادي كه گوش‌هاي حساسي دارند، گزينه بهتري محسوب مي‌شود:

دهان خود را ببنديد و بيني را با انگشتان خود نگه داريد.
چند بار عمل بلعيدن (قورت‌دادن آب دهان) را انجام دهيد.
اين كار به باز شدن لوله‌هاي گوش كمك مي‌كند و گرفتگي را برطرف مي‌سازد.

درمان پزشكي گرفتگي گوش: چه زماني بايد به پزشك مراجعه كنيم؟
گاهي اوقات گرفتگي گوش با روش‌هاي سايت اصلي بت فوروارد خانگي برطرف نمي‌شود يا نشانه‌اي از يك مشكل جدي‌تر است. در اين شرايط، بهتر است به پزشك مراجعه كنيد. برخي از مواردي كه نياز به مداخله پزشكي دارند، شامل موارد زير هستند:

ادامه‌دار بودن گرفتگي بيش از چند روز و بدون بهبود
درد شديد گوش يا ترشح مايعات از آن
كاهش شنوايي شديد و ناگهاني
سرگيجه و عدم تعادل
علائم عفونت مانند تب و قرمزي گوش
در چنين مواردي، پزشك ممكن است با استفاده از ابزارهاي مخصوص، جرم گوش را خارج كند، داروهاي ضدالتهابي تجويز كند يا در صورت عفونت، آنتي‌بيوتيك مناسب بدهد.

تأثير تغييرات فشار هوا بر گوش و راهكارهاي پيشگيري
افرادي كه زياد سفر مي‌كنند يا به ورزش‌هاي آبي علاقه دارند، بيشتر دچار گرفتگي گوش ناشي از تغيير فشار هوا مي‌شوند. براي پيشگيري از اين مشكل اقدامات زير را انجام دهيد:

هنگام پرواز، آدامس بجويد يا آب بنوشيد تا شيپور استاش باز بماند.
در هنگام غواصي يا كوهنوردي به‌آرامي به ارتفاعات عادت كنيد و از تكنيك‌هاي تعديل فشار مانند والسالوا استفاده كنيد.
از اسپري‌هاي بيني ضد احتقان قبل از پرواز استفاده كنيد تا مجاري هوايي باز بمانند.

جرم گوش يا عفونت؟ چطور دليل گرفتگي گوش را تشخيص دهيم؟
بسياري از افراد تصور مي‌كنند كه جرم گوش عامل اصلي گرفتگي است، اما گاهي اين مشكل ناشي از عفونت است. تفاوت‌هاي اصلي اين دو شامل موارد زير است:

جرم گوش معمولا بدون درد است، اما عفونت اغلب با درد و التهاب همراه است.
عفونت ممكن است باعث تب و خروج ترشحات زرد يا سبز از گوش شود.
جرم گوش معمولا با روش‌هاي خانگي برطرف مي‌شود، درحالي‌كه عفونت نياز به درمان دارويي دارد.
بيشتر بخوانيد: آشنايي با توصيه‌هاي خانگي براي گوش درد

سخن پاياني
گرفتگي گوش معمولا مشكل خطرناكي نيست، اما اگر درمان نشود، مي‌تواند آزاردهنده باشد. در بيشتر موارد، روش‌هاي خانگي مانند بخار درماني، بلعيدن، خميازه‌كشيدن و استفاده از روغن‌هاي طبيعي كمك‌كننده هستند.

اما اگر گرفتگي گوش شما بيش از چند روز ادامه يافت، با درد شديد همراه بود يا شنوايي‌تان را به‌شدت تحت تاثير قرار داد، بهتر است به پزشك مراجعه كنيد. همچنين، پيشگيري هميشه بهتر از درمان است؛ پس اگر زياد سفر مي‌كنيد يا شنا مي‌رويد، اقدامات احتياطي را براي جلوگيري از گرفتگي گوش رعايت كنيد. با آگاهي از دلايل و روش‌هاي درمان، مي‌توانيد سلامت گوش‌هاي خود را حفظ كنيد و از شنوايي طبيعي خود لذت ببريد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۰ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۱۱:۵۴:۱۳ توسط:vip4 موضوع: نظرات (0)

ويروس HIV قابل كنترل است به شرط درمان | درمان «ايدز» رايگان است

رئيس اداره كنترل ايدز وزارت بهداشت با اشاره به تغيير الگوي انتقال ويروس HIV، گفت: اگرچه درمان قطعي براي HIV وجود ندارد اما داروهاي موجود توان اين را دارند تا ميزان ويروس در خون را به صفر برسانند.


به گزارش همشهري آنلاين،‌ دكتر هنگامه نامداري‌تبار با بيان اينكه افراد مبتلا به HIV مي‌بايست تا پايان عمر خود دارو مصرف كنند، اظهار كرد: درمان قطعي براي HIV وجود ندارد به عبارتي نمي‌توان ادعا كرد كه ويروس به طور كامل از بين مي‌رود اما داروها توان اين را دارند تا ميزان ويروس در خون را به صفر برسانند. بنابراين افراد مبتلا نه تنها دچار عوارض بيماري نمي‌شوند، بلكه باعث انتقال بيماري هم نمي‌شوند.اگر افراد مبتلا به HIV از مصرف داروهاي خود اجتناب كنند، سطح ويروس در بدن آنها افزايش مي‌يابد و بيماري به ديگران منتقل مي‌شود.

نامداري با بيان اينكه الگوي انتقال ويروس HIV تغيير كرده، تصريح كرد: روابط جنسي، بيشترين سهم در انتقال ويروس HIV را دارد؛ چرا كه به واسطه اقدامات صورت گرفته در زمينه اعتياد، تعداد موارد انتقال HIV به واسطه اعتياد تزريقي در كشور كاهش يافته است. الگوي انتقال ابتلا به HIV در گذر زمان تغيير كرده است؛ اما در مجموع شايد بتوان گفت كه چگونگي ابتلا به ويروس چندان مهم نباشد، بلكه شناسايي و پايش افراد مبتلا براي پيشگيري از انتقال به ديگران بسيار اهميت دارد.

وي با بيان اينكه افراد مبتلا به HIV مي‌بايست تحت مراقبت‌هاي درماني باشند، گفت: تاكيد مي‌كنم بيماري افرادي كه به ويروس HIV مبتلا مي‌شوند، قابل كنترل است و به اين منظور بايد درمان‌هاي سايت اصلي بت فوروارد لازم را دريافت كنند. افراد مبتلا به HIV كه دوره درماني را سپري مي‌كنند و تحت نظر قرار دارند، نه تنها ويروس را به ديگران منتقل نمي‌كنند بلكه مي‌توانند مانند يك انسان سالم عمر كنند.

رئيس اداره كنترل ايدز وزارت بهداشت با بيان اينكه درمان افراد مبتلا به HIV رايگان است، توضيح داد: درمان و مراقبت‌هاي افراد مبتلا به HIV رايگان است و تمام اطلاعات اين افراد با اصل محرمانگي، حفظ مي‌شود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۰ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۱۱:۵۱:۵۲ توسط:vip4 موضوع: نظرات (0)

براي اين واكسن سراغ «ناصرخسرو مجازي» نرويد!

عضو شوراي عالي نظام پزشكي، از هموطنان خواست واكسن گارداسيل را فقط از داروخانه ها تهيه كنند.


به گزارش همشهري آنلاين،‌ يدالله سهرابي، گفت: واكسن گارداسيل يك واكسن پيشگيري از عفونت‌هاي ناشي از ويروس پاپيلوماي انساني (hpv) است. اين ويروس مي‌تواند سرطان رحم، سرطان دهانه رحم ، سرطان مقعد و سرطان دهان و گلو را به وجود آورد. واكسن گارداسيل به خصوص براي جلوگيري از عفونت‌هاي ناشي از انواع hpv ۱۶, ۱۸ كه بيشترين خطر سرطان رحم را دارند، توصيه مي‌گردد.

وي افزود: واكسن گارداسيل شامل ۴ نوع ويروس ۱۸,۱۶,۱۱,۶ است، اين ويروس‌ها جز ويروس‌هاي شايع هستند. ويروس تيپ ۶,۱۱ از ويروس‌هاي شايعي هستند كه عامل اغلب زگيل‌هاي تناسلي به شمار مي‌رود و نوع ۱۸,۱۶ عامل اغلب سرطان‌هاي رحم است.

عضو انجمن داروسازان ايران ادامه داد: اين دارو به جز مواردي مانند بارداري، شيردهي و نقص سيستم ايمني، براي زنان حداقل از ۱۱ سالگي به بعد تا ۲۶ سالگي و براي مردان ۱۰ تا ۲۱ سالگي است البته امكان تزريق گارداسيل بعد از اين سن و تا ۴۵ سالگي نيز وجود دارد.

رئيس كميسيون دارو و تجهيزات سازمان نظام پزشكي افزود: واكسن‌هايي كه در فضاي مجازي و پيج‌هاي اينستا گرام و بازار سياه و شماره تماس‌هايي كه براي خريد واكسن گارداسيل و بدون حساب و كتاب و رعايت زنجيره سرما وجود دارد، اثر دارويي كه ندارد، ضرر هم دارد و فقط شخص احساس روئين تني مي‌نمايد كه اين براي سلامتي هموطنان بسيار خطرناك است هم پول زيادي بابت خريد واكسن داده اند هم نسبت به ويروس hpv واكسينه نشده اند.

سهرابي گفت: فروشندگان با كليد واژه‌هايي مانند "واكسن مسافرتي است"، نظر خريدار را جلب مي‌كنند و در واقع آب مقطر به بيماران مي‌فروشند.

وي در ادامه بيان داشت: متأسفانه فروش اين قبيل محصولات كه با جان و سلامت هموطنان در ارتباط است، به سايت و كانال‌هاي تلگرامي و پيج‌هاي اينستا گرام رسيده و فروشندگان اين محصول با قيمت‌هاي خارج از سايت اصلي بت فوروارد عرف و قاعده و بسيار گران و گزاف اين داروها را به فروش مي‌رسانند. قيمت‌ها در ناصرخسرو مجازي، نجومي و چندين برابر نرخ واقعي و مصوب دارو در داروخانه‌هاي كشور است.

رئيس كميسيون دارو و تجهيزات سازمان پزشكي تأكيد كرد: از هموطنان تقاضا دارم براي سلامتي خود و خانواده تان، اين واكسن را از داروخانه‌ها تهيه كنيد كه هم زنجيره سرد رعايت مي‌گردد و هم به قيمت مصوب عرضه مي‌شود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۰ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۱۱:۴۹:۲۰ توسط:vip4 موضوع: نظرات (0)

حضور اراذل شيك و امروزي در سريال "جان سخت" / انگل‌ها و اراذل چگونه در عرصه آثار نمايشي حكمراني مي‌كنند؟

كاراكترهاي سريال"جان سخت" شبيه الگوهاي "داريوش"، "پوست شير" و "ياغي" نيستند و از حيث شمايل، كاملا امروزي شده‌اند اما در توسعه خشونت اجتماعي دست‌كمي از نمونه‌هاي قبلي ندارند.
سرويس فرهنگ و هنر مشرق - مسعود فراستي ۱۷ آذر ۱۳۹۷ در نخستين‌ سال‌هاي فعاليت‌هاي پلت‌فرم‌هاي شبكه نمايش خانگي در گفت و گو با راديو تهران گفت: سريال‌هاي اين حوزه جز يك كالاي شبه مدرن عقب افتاده، چيزي نيست. اين سريال‌ها به‌شدت ضد اجتماعي و لمپن پرورند و به قدري افراط دارند كه ممكن است به فرهنگ خانواده تبديل شود. بايد مبسوط توضيح بدهم كه زن در اين سريال‌ها چيست؟ حتي جايي كه ظاهراً زن قوي‌تر است، باز هم كالا است. سرگرمي خيلي چيز شريفي است ولي اين‌ها زباله‌اند.

 

 

خشم، قتل، دزدي، موضوعاتي است كه اين روزها تبديل به اصلي ترين ركن سريال سازي در نمايش خانگي شده است و فيلمسازان گمان مي كنند با روايت داستان هاي اينچنيني مي توانند مخاطب بيشتري را جذب كنند!با افزايش تعداد سريال‌هاي شبكه نمايش خانگي در سال ۱۴۰۰، كنش‌هاي رسانه‌اي به اين رويه افزايش يافت و كيهان در گزارشي با تيتر " «لمپنيسم» در سريال‌هاي شبكه نمايش خانگي! " رويكردي مشابه با مسعود فراستي را تشريح كرد.

با حضور گنده‌لات‌ها، اراذل و چهره‌هايي كه به عنوان توسعه دهنده خشونت نقش قهرمان سريال‌هاي پلت‌فرم‌ها در سال ۱۴۰۳ را گرفتند اين نظريه كاملا تثبيت شد.

لات هاي و لمپن هايي از اواسط دهه نود شمسي تبديل به ستاره ها و نمادهاي آيونيك سينما شدند و با توسعه توليدات در شبكه نمايش خانگي اين عرصه را از آن خود كردند.

 


رضا درستكار، منتقد سينما درباره اينكه چرا پرداختن به قشر فرودست و شخصيت‌هاي خلافكار در توليدات فيلم و سريال چند سال اخير رونق پيدا كرده است، مي‌گويد: چون هيچ اراده يا خطي قرمز در سينما، شبكه نمايش خانگي و تلويزيون درباره پرداختن به لمپنيسم وجود ندارد. البته براي كارهاي جدي چرا، اما براي برعكس آن، نه. براي همين به فيلم‌هاي قداره‌بندي حتي در جشنواره‌ها جايزه مي‌دهند! آثاري كه ادبيات مبتذل را رونق مي‌بخشند، هيكل‌هاي گنده و نخراشيده و ريش‌هاي داعشي و تتوهاي عجيب و غريب را بدل به مد روز كرده‌اند!

به گفته اين منتقد سينمايي، فيلم‌هايي با محوريت لات‌ها و لمپن‌ها از اين منظر خوشايند فيلمسازان و مقبول مديران فرهنگي است چون قرار نيست به جايي جوابي پس بدهند! حتي اين فيلم‌ها در جشنواره‌ها هم جايزه مي‌گيرند در حالي كه فيلم‌هاي متفكرانه و انديشمندانه ما با مشكلاتي عديده مواجه مي‌شوند چون در سينماي ايران خيلي كم به فيلمسازان اهل فكر و انديشه مجالي داده مي‌شود و فيلمسازان فيلم‌هاي الكي خيلي راحت‌تر كار مي‌كنند.

لمپنيسم نبايد به ارزش بدل شود

اين منتقد سينما با تأكيد بر اينكه تلاش سينما، عبور از نمايشي شدن و حركت به سمت واقع‌نمايي و رئاليستي شدن است يادآور مي‌شود: در فيلم‌هاي لمپني، پرداخت‌ها همه نمايشي و برون‌گرايانه و با پرخاش و عصيان‌هاي سطحي همراه است. البته پرداختن به قصه‌ها و آدم‌هاي لمپن و خلافكار ايرادي ندارد اما مشكل اينجاست كه كارگردان‌هايي هستند سايت رسمي بت فوروارد كه به اين موجودات و كارهايشان ارزش هم مي‌دهند و با رفتار و كردار اينان، غمخواري مي‌شود و لمپنيسم بدل به ارزش مي‌شود! و خب! اين خيلي غلط است.

 

او توضيح مي‌دهد: اگر كارگرداني فكر مي‌كند اين فيلم‌ها و سريال‌ها تداعي‌كننده همان «قيصر» و «كندو» و امثالهم هستند سخت در اشتباه است چون آن فيلم‌ها روي لمپنيسم و ناهنجاري‌هاي اجتماعي، ارزش‌گذاري مثبت نمي‌كردند. سينماگر قرار است به سمت اصلاح برود نه اينكه روي شمايل لاتي و ادبيات سخيف ارزش‌گذاري كند، اين اشتباه است. كارگردان نبايد در موضوع و قصه‌اش به طوري حل شود كه در نهايت چنين جا بيفتد كه انگار دارد فرهنگ زشت و ناهنجاري‌ها را تأييد مي‌كند و اضافه كنم كه اغلب لمپن‌ها شايد از قشر پايين بيايند ولي قشر پايين جامعه، اتفاقاً با فاصله‌اي غريب از اينان جدا مي‌ايستد.

پيش از انقلاب در توليدات محوري سينماي ايران با عنوان فيلمفارسي، كلاه‌مخملي‌ها و جاهل‌ها تركتازي مي‌كردند، اما اين شخصيت‌ها از حيث ريخت شناسي اجتماعي افراد انگلي (اشاره به يك ويژگي اجتماعي ) نبودند و همگي داراي شغل بودند.

 


روزنامه همشهري در گزارشي با زمينه تقويت لمپنيسم در شبكه نمايش خانگي با نقلي از كتاب لمپنيسم به همين تفاوت‌هاي بنيادين اشاره مي‌كند. نگاه منتقد ايراني در سال‌هاي پس از انقلاب به لمپنيسم در سينما، بيشتر تحت‌تأثير كتاب علي‌اكبر اكبري است. اما حتي كتاب «لمپنيسم» اين جامعه‌شناس چپگرا هم به درستي مطالعه نشد.

اين نويسنده جامعه‌شناس، لمپن بودن را با انگل جامعه بودن مترادف مي‌دانست كه مولد نيستند و شغل مشخصي هم ندارند. در فيلم قيصر، فرمان قصاب است. قيصر در جنوب كار مي‌كند و حتي برادران آق منگل مغازه ترشي‌فروشي دارند.

لات و لمپن ‌ها بخشي از شخصيت كاراكترهاي آيكونيك جريان فيلمفارسي بود اما در سينماي دهه نود اين شخصيت‌ها جايگاه معكوسي پيدا كردند و انگل بودن با ويژگي كسب درآمد نامشروع تبديل به الگوهاي اصلي شبكه نمايش خانگي شد.

روزنامه جام جم نيز در گزارشي با اشاره به جايگاه لات و لمپن‌ها مي‌نويسد: لمپن از لحاظ روان‌شناسي و جامعه‌شناختي به افرادي گفته مي‌شود كه شخصيت‌هاي ضداجتماعي داشته و از جريان عادي زندگي به‌دور هستند. به طور واضح‌تر اين‌گونه افراد بدون شغل مشخص، اهل خشونت و برخوردهاي فيزيكي هستند و زورگويي و عدم مسؤوليت‌پذيري، بي‌خانمان بودن و به كار بردن ادبيات سخيف از ديگر شاخصه‌هاي اين گروه ذكر شده است.

لمپنيسم در سينماي قبل از انقلاب خود را در فيلمفارسي به صورت عيني و ملموس به نمايش گذاشت. اين شخصيت كه همواره به سه عنصر ناموس، عصمت و غيرت تكيه داشت، به گونه‌اي به نمايش گذاشته شد كه از لمپن، قهرماني افسانه‌اي ساخت طوري كه مردم بخشي از آرزوهايشان را در آنها مي‌ديدند و اساسا يكي از كاركردهاي فيلمفارسي ساختن قهرماناني دوست‌داشتني از شخصيت‌هاي منفي بود.
فريدون جيراني نيز در گفتگويي دامنه اين لمپنيسم را فراتر از تصور توصيف مي‌كند و مي‌گويد: اين لمپنيسم در فيلم‌هاي مختلف از جمله فيلم‌هاي كمدي ادامه پيدا كرد و گفتماني نيز پشت اين لمپنيسم ايستاد و از آنجا آمد تا شناي پروانه. مفهوم انتهاي فيلم شناي پروانه كه آدم كثيف فيلم غيرتي بود به لمپنيسم موجود در فيلم معنا داد. اما عده‌اي سعي كردند در فيلم كه زيربناي طبقاتي نداشت استفاده ديگري كنند و از اين لمپن‌ها قهرماناني بسازند در مقابل قهرمانان اقتدار گريز فيلم‌هاي معترض امروزي مانند فيلم‌هاي "عصباني نيستم"، "لانتوري"، "مغزهاي كوچك زنگ زده"، "متري شش و نيم" و "بدون تاريخ، بدون امضا".


روزنامه اعتماد واكنش صريح‌تري به توليد سريالي اين آثار با شخصيت‌ها توصيف شده نشان مي‌دهد و طي يادداشتي در ۵ آبانماه درباره محصولات شبكه نمايش خانگي نوشت: خشم، قتل، دزدي، موضوعاتي است كه اين روزها تبديل به اصلي ترين ركن سريال سازي در نمايش خانگي شده است و فيلمسازان گمان مي كنند با روايت داستان هاي اينچنيني مي توانند مخاطب بيشتري را جذب كنند!

توليدكنندگان چهار سريال (گردن زني)، (بازنده)، (غربت) و (داريوش) كه به تازگي از سه پلتفرم اصلي نمايش خانگي پخش شده‌اند در يك هدف مشترك هستند: خشونت!
در واقع انگل‌ لمپن‌ها فرصت توسعه خشونت اجتماعي را تشديد مي‌كنند. وب سايت تحليلي – خبري رويداد۲۴ درباره توسعه نسبت خشونت و سريال‌هاي شبكه نمايش خانگي مي نويسد: شمار سريال‌هاي با محتواي خشونت روز به روز بيشتر مي‌شود. طبيعي است كه مشاهده اين ميزان از خشونت در سريال‌هايي كه شبكه خانگي پايش را به خانه‌هاي مردم باز كرده، تاثير قابل توجهي در وضعيت روحي جامعه و ميزان جرم و جنايت خواهد داشت.

سريال‌هايي كه در پلتفرم‌هاي مختلف ساخته مي‌شوند، يك نكته مشترك دارند و آن هم پرداختن به خشونت است. بعد از سريال‌هاي عرق سرد، ياغي، پوست شير و زخم كاري، حالا سريال‌هاي تازه شبكه خانگي قصه‌هايي را با محتواي خشونت‌آميز ارائه مي‌دهند.روزنامه جوان نيز در تعريض به اين وضعيت در همان روز انتشار اين گزارش در رويداد ۲۴ مي‌نويسد: «سريال‌هايي كه در پلتفرم‌هاي مختلف ساخته مي‌شوند، يك نكته مشترك دارند و آن هم پرداختن به خشونت است. بعد از سريال‌هاي عرق سرد، ياغي، پوست شير و زخم كاري، حالا سريال‌هاي تازه شبكه خانگي قصه‌هايي را با محتواي خشونت‌آميز ارائه مي‌دهند. اما اينكه اين همه تمايل زايدالوصف به خشونت آن هم براي مخاطب ايراني كه از فرهنگي عاطفي و ديني برخوردار است، چه نسبتي دارد، سؤالي است كه بايد از نويسنده‌ها و تهيه‌كننده‌هاي اين آثار پرسيد و دلايل آن را جويا شد.»

«جوان» در پايان اين گزارش سينما و شبكه خانگي را متهم اصلي ترويج خشونت در جامعه دانسته و معتقد است كه اين قبيل سريال‌ها سبب افزايش جرم و جنايت در خانواده‌هاي متاثر از فرهنگ غربي مي‌شود. اين نگاه «جوان» سبب نمي‌شود كه اصل انتقاد يعني زيان تمركز بيش از حد بر خشونت در فيلم‌سازي كشورمان را ناديده بگيريم.

روزنامه قدس توصيف متفاوتي به جولان لات‌ولمپن‌ها دارد و بروز آنان را فراتر مي‌داند و رخنه كردن آنان را در سريال‌هاي كمدي مورد پرسش قرار مي‌دهد و مي‌نويسد: رفتن به سراغ درمانده‌هاي اجتماعي به ويژه در ميان طبقه فرودست جامعه، نه با هدف بازنمايي تحليلي، انتقادي و آسيب‌شناسانه اجتماعي كه به قصد كاسبي، اين روزها اپيدمي توليد فيلم و سريال توسط جماعتي شده كه دست در دست لمپن‌ها، زورگيرها و خلافكاران براي پر كردن جيب خود از پول ملت، پاهاي كوتاه خود را از سينما و تلويزيون تا شبكه خانگي دراز كرده‌اند تا با مطرح كردن زورگيرها و خلافكاران ضد فرهنگ لمپنيسم و تنزل سطح سليقه مخاطب، كيسه‌هاي خود را پر كنند.

 

با اين حجم از انتقادات، ترويج و تكثير زيست‌ خشن اين شخصيت‌ها و نمايش هفتگي آنان متوقف نمي‌شود. "جان سخت" در گونه «لات و لمپن‌»هاي امروزي، از فردا در شبكه نمايش خانگي خودنمايي خواهندكرد.

سريال "جان سخت" فيلم‌نت ادامه همين روند است با اين تفاوت كه زيست اراذلي رنگ و بوي امروزي دارد. كاراكترهاي اين سريال شبيه الگوهاي "داريوش"، "پوست شير" و "ياغي" نيستند و از حيث شمايل، كاملا امروزي شده‌اند اما در توسعه خشونت اجتماعي دست‌كمي از نمونه‌هاي قبلي ندارند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۰ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۱۰:۴۹:۲۰ توسط:vip4 موضوع: نظرات (0)

ورود نااميدكننده‌ حسن فتحي به ژانر وحشت/ آيا «ازازيل» شكست ديگري براي نماوا است؟

به همان اندازه كه ايده‌ي تبليغاتي جنجالي «ازازيل» بازخورد مثبت نگرفت، خود سريال هم تا اين‌جا چنگي به دل نمي زند.
سرويس فرهنگ و هنر مشرق- ژانر «وحشت» (horror) يك ژانر اصلي در سينماي تجاري امروز دنياست كه در كنار ژانرهاي چون ابر-قهرماني و علمي-تخيلي، يكي از منابع اصلي پولسازي در صنعت سينما به حساب مي آيد.

متاسفانه در سينماي ايران، اين ژانر محبوب و پرفروش در دنيا (كه طرفداران سرسخت و پرو پا*** خود را دارد)، بسيار مهجور و مغفول است و نمونه‌هاي ايراني اين ژانر، از انگشتان يك دست فراتر نمي‌رود. اين در حالي است كه يكي از منابع غني براي ساخت فيلم‌هاي اين ژانر، باورهاي آييني و فولكلوريك و اسطوره‌هاي كهن اقوام مختلف است و كشور ما، با تكثر قومي، آييني و زباني، غناي اسطوره‌اي و ادبيات فولكلور، مي‌تواند يكي از قطب‌هاي توليد فيلم در اين ژانر باشد. كشورهاي شرق آسيا با استفاده از همين منابع غني فولكلور خود، فاز سينماي وحشت را در دنيا، در دهه ۱۹۹۰ تغيير دادند و خود در اين ژانر صاحب سبك شدند (به ويژه ژاپني‌ها). فيلم «حلقه» (۱۹۹۸)، نقطه عطفي در ژانر وحشت در سينماي دنيا شد و برخي فيلم‌هاي شاخص ژاپني و كره‌اي كه در اين سال‌ها در ژانر وحشت ساخته شدند، نه تنها هاليوود را زير سايه خود بردند، كه سينماي آمريكا را وادار به تقليد و بازسازي مصاديق موفق سينماي وحشت شرق آسيا نمودند.

در خود ايران هم، هرگاه باورهاي آييني و اسطوره‌اي با مولفه‌هاي سينماي وحشت تركيب شدند، نمونه‌هاي موفقي چون «شب بيست و نهم» (حميد رخشاني/ ۱۳۶۸) و «خوابگاه دختران» (محمدحسين لطيفي/۱۳۸۳) رقم خورد، اما حيف كه اين نمونه‌ها و مصاديق بسيار انگشت‌شمار هستند. مصداق ديگر اين ژانر، فيلم «حريم» (رضا خطيبي/۱۳۸۸) و فيلم خوب «پوست» (برادران ارك/۱۳۹۷) بودند.

در هفته‌هاي اخير، يكي از ماجراهايي كه تا جدي در شبكه‌هاي اجتماعي و رسانه‌ها جنجالي شد، ايده‌ي تبليغاتي خاص سريال جديدي از پلتفرم نمايش خانگي «نماوا» بود. اين ايده كه با به كارگيري شيوه‌ي «مستندنمايي»، براي تبليغ پيش از انتشار سريال «ازازيل» در ژانر وحشت، ساخته‌ي حسن فتحي به كار گرفته شد، به نظر خام و ناپرورده بود و در مجموع چندان نظر مثبت مخاطبان را جلب نكرد و چنگي به دل نزد. ليكن مشكل اصلي «ازازيل» آن است كه خود سريال هم بعد از انتشار دو قسمت، چنگي به دل نمي زند.

 

در وهله نخست، بازي‌هاي در «ازازيل»، علي‌رغم گزارش‌هاي منتشرشده از دستمزدهاي بالا و ركوردي بازيگران، بسيار معمولي، نچسب و باري‌به‌هرجهت است. بازي پريناز ايزديار، تا به اين‌جا، هيچ نقطه‌ي برجسته و هيچ ارزش افزوده‌اي نسبت به كليشه‌ي معمول نقش‌آفريني او ندارد (زني خود-اتكا، خوش‌قلب و در عين حال بداقبال در زمينه‌ي شريك زندگي).

در سكانس جراحي هم متاسفانه بازي او بسيار تصنعي و جنس ديالوگ‌گويي او طوطي‌وار است و به نظر مي رسد كه خود ايزديار، خويش را در نقش يك پزشك جراح باور نكرده است. بگذريم از اين كه، يك جراح زنان و زايمان، به طور معمول بيماراني را كه قبلا ويزيت كرده است و تحت درمان او بوده‌اند را براي جراحي به بيمارستان فرا مي خواند و چنين نيست كه بيمار تحت عمل را نشناسد و از كادر اتاق عمل اسم او را بپرسد و بعد تازه بگويد، «شنيدم تو دو تا بچه داري!».

 

بازي بابك حميديان حتي از پريناز ايزديار هم كليشه‌اي‌تر و در عين‌حال، سطحي‌تر است. او نقش همسر شبه‌روشنفكر و خل و چل با رفتار و بيان عصبي را پيش‌تر هم زياد بازي كرده است و اصولا «ازازيل» مطلقا نمود و جايگاهي در كارنامه بازيگري حميديان نخواهد داشت.

پيمان معادي هم كه ديگر زيادي با دوربين خودماني و بي‌تكلف است! به اين معني كه اصلا فشاري به خود نمي آورد و همان كنش‌ها، همان طرز نگاه، همان آكسان‌گذاري در بيان ديالوگ‌ها، همان لحن تصنعي مثلا بي‌تفاوت و داراي اعتماد به نفس را از او مي بينيم كه از «ابد و يك روز» و «متري شش و نيم» تا «افعي تهران» و همين «ازازيل» عينا تكرار شده است. نه طراحي شخصيتي، نه علامت مشخصه‌اي، نه تيكي نه تغيير لحني...هيچ.

بدترين بازي مجموعه تا به اين‌جا، از آن كتانه افشاري‌نژاد، بازيگر نقش الهام، است: اغراق‌آميز، به شدت برونگرا و متكي بر ميميك صورت و بدون هيچ‌گونه تمايزي از نقش‌ به شدت تكرار و مستعمل «زن لوند بدجنس اغواگر» كه نمونه آن را در فيلم‌ها و سريال‌هاي بسيار زيادي دقيقا با همين تيپ و رفتار ديده‌ايم.

سريال در قسمت دوم حتي دچار مشكلات فني مثلا در رج زدن است. شوكا از كلانتري كه خارج مي شود، هوا كاملا روشن و در بهترين حالت موقع ظهر است و او سوار خودروي امير مي شود، اما سكانس بعدي، شوكا را در خودروي امير در راه منزل مي بينيم كه هوا تاريك شده است!

 

اصلا علت پيوند شوكا با ماني چيست. چه چيز او را كنار اين مرد عياش، هرزه و بي مسووليت نگه داشته است!؟ حتي ابهام جدي در انگيزه‌هاي شوكا و ماني در مماشات و مداراي بيش از حد با الهام و دوست پسر زمخت و بي‌تمدن او وجود دارد. حميد(پاشا جمالي) كجاي داستان اين زوج است؟

به پريناز ايزديار داشتن پسر بيست و چندساله مي آيد يا به بابك حميديان؟ به قول سرگرد شريفي(پيمان معادي)، چطور ممكن است زني تحصيل‌كرده و به نظر هوشمند همچون شوكا، ابدا به حضور زني با سر و وضع و عشوه و غمزه‌ي الهام در يك درمانگاه خيريه و بعد به فاصله‌ي كمي، حضور همين زن در همساگي خود مشكوك نشده است. تازه بايد در نظر گرفت كه الهام رفتاري به شدت برونگرا، اغراق‌آميز، طعنه‌زن و جلف دارد و به راحتي از ياد نمي رود.

به بيان ديگر، منطق اثر در اين زمينه به شدت مي لنگد. به هر حال، مشخصا اين نوع روابط به شدت رنگ و بوي فرنگي دارد كه با اسامي فارسي و حجاب بازيگران، ايرانيزه شده است. صحنه‌اي كه مهران(بهرنگ علوي) تولد ماني را رسما به گند مي كشد و او را تحقير مي كند، هيچ صدايي از شوكا يا خود ماني(كه از قضا بسيار عصبي و پرخاشگر هم تصوير شده) يا مهين(گوهر خيرانديش) يا حميد در نمي آيد و اين حقيقتا غيرمنطقي و باورناپذير است. بگذريم از اين كه كليت صحنه نيز باز به شدت گروتسك و ابزورد است و بيشتر نوعي گرته‌برداري از فيلم‌هاي خارجي.

 

حضور وهم‌آور زني سرد و خاموش كه به ناگهان(به ضرب موسيقي و افكت صوتي و زوم هندي!) صورتش خونالود و ترسناك مي شود، يك المان بسيار دستمالي‌شده و كليشه در سينماي وحشت است كه به واسطه‌ي كثرت استعمال، اثرگذاري خود را از دست داده است.

تازه بايد اين نكته مهم را هم به فيلمساز محترم يادآور شد، كه هر ژانري، منطق دراماتيك و قواعد خاص خود را دارد. اگر قرار است در يك اثر سينمايي، موجودي ماورايي(جن، شبح، غيرارگانيك و...) را به تصوير بكشيم، نحوه‌ي تجلي او مشمول قواعد خاص خود است. يعني چنين موجودي، به همان سان كه بر كودك جلوه مي كند، بر پدر او سايت رسمي بت فوروارد ظاهر نمي شود، چرا كه ديدن چنين موجوداتي مستلزم داشتن توانايي خاصي است و اصولا تفاوت موجودات غيرارگانيگ با انسان‌ها و موجودات مادي در همين است.

اما در سريال جناب فتحي، پدر همه به سادگي همان چيزي را مي بيند كه كودك(احتمالا با اين توجيه كه ادراك شهودي قوي دارد و اصطلاحا چشم سوم او باز است) مي تواند ببيند، كه اين كاملا اشتباه و گمراه‌كننده است.

 

در مجموع، دو قسمت نخست «ازازيل» فاقد لحظات «ترسناك» به مفهوم پذيرفته‌شده‌ي اين ژانر است و اين ضعف فاحش و بنياديني براي سريالي است كه حتي كمپين تبليغاتي پيش از انتشار آن هم تاكيد بر «وحشت‌آفرين» بودن آن داشته است.

غريبه بودن فضاي فيلم و جنس بيگانه‌ي عناصر مثلا «وحشت‌زا» هم معضل ديگر «ازازيل» است. حقيقتا از كارگردان كهنه‌كار، اهل مطالعه و باتجربه‌اي چون حسن فتحي، كه آثاري چون «مدار صفر درجه» و «پهلوانان نمي ميرند» و «روشن‌تر از خاموشي» را، با وام‌گيري از اجزاي مختلف فرهنگ ايراني، در كارنامه دارد، دور از انتظار است كه از عناصر بومي سينماي وحشت در ميراث مكتوب و سنت‌هاي شفاهي ايران‌زمين ناآگاه بوده باشد.

كشوري كه حتي دانشمند اسطوره‌اي آن(ابن سينا) يا حكيم بزرگي چون شيخ بهايي درباره علوم غريبه و ماورا رساله نگاشته‌اند و انبوهي مكتوب و لوح و نگاره در باب جهان ماورا و و امور متافيزيكي در فرهنگ آن وجود دارد، خود مي تواند قطبي در توليد آثار سينمايي و تصويري در اين ژانر باشد. از همين رو، عاريت گرفتن عروسك‌هايي با شكل و شمايل نامانوس و ناآشنا(از سينماي وحشت ژاپن به احتمال قوي- تا بدين‌جا حضور اين عروسك، برخلاف سينماي وحشت شرق آسيا، كاركرد عملكردي يا نشانه‌شناختي خاصي هم نداشته است)، عمارت‌هايي كه در آن‌ها پارتي برگزار مي شود و كودك را در اتاق خواب بالا به حال خود مي گذارند، پليسي كه در اوقات فراغت در اركستر سمفونيك پيانو مي نوازد(كار يك كارآگاه دايره قتل آن‌قدر وقت‌گير، فرساينده و تمام‌وقت هست كه فرصت براي پيگيري موسيقي آن هم به قدري حرفه‌اي، تا حد نوازندگي در اركستر، نگذارد.)، مرد نيمه‌برهنه‌اي كه پشت پنجره مي رقصد و...همه عناصري از فرهنگ‌هاي ديگر هستند كه در «ازازيل» به صورت كولاژ كنار هم چسبانده شده‌اند.

 

نوع روابط هم بسيار عجيب و غريب و ناكجاآبادي است. ما دقيقا نمي دانيم مهين(گوهر خيرانديش) چه نسبتي با ماني(بابك حميديان) دارد، اما از صحبت‌هاي اين زن مي شود فهميد كه نسبتي نزديك دارد(مثل مادر اوست) و خب، داستان حركت دست زننده‌ي ماني در فيلم نسبت به اين زن، نقل رسانه‌ها و شبكه‌هاي اجتماعي شد.

با هر معياري، اين حركت زشت و زننده و مطلقا دور از فرهنگ ايراني است كه يك مرد ايراني نسبت به بانويي موسفيدكرده از نزديكانش چنين حركت زننده‌اي بكند كه آشكارا دلالت جنسي دارد(حقيقتا حسن فتحي با چه توجيهي اين صحنه‌ي مبتذل را در فيلم خود گنجانده است؟) حتي در قبايل بدوي آمازون هم بسيار بعيد و دور از ذهن است كه مردان قبيله با زنان مسن و محترم قبيله چنين شوخي زننده‌اي صورت دهند چه برسد به فرهنگ ايراني.

به هر حال، نفس ورود كارگردان باسابقه و كاربلدي چون حسن فتحي(كه آثار شاخصي در كارنامه به يادگار گذاشته) به يك ژانر تازه(آن هم در زمانه‌اي كه نمايش خانگي در تسخير ژانر فلاكت و اوباش و گنگستربازي‌هاي بي‌پايان «مالك» و «سميرا» است)، غنيمت است، اما انتظاري كه از تجربه، سابقه و خلاقيت فتحي مي رفت، در دو قسمت نخست «ازازيل» برآورده نشد و خروجي كار تا اين‌جا در حد و اندازه‌ي خود فتحي هم نبود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۰ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۱۰:۴۳:۳۳ توسط:vip4 موضوع: نظرات (0)

جهانگير كوثري با رگ‌هاي آبي، رگ فروغ فرخزاد را زد

بخش نمايش ويژه فجر را مي‌توان چراغ سبزي از سوي مديريت تازه سينما به بخش خصوصي تلقي كرد كه درب‌هاي جشنواره همچون گذشته با فيلترهاي قشري و طايفه‌اي مسدود نشده است.


سرويس فرهنگ و هنر مشرق - بخش خارج از مسابقه جشنواره فيلم فجر به فيلم‌هايي اختصاص دارد كه به بهانه مختلف يا از نمايش عمومي آن در چند سال اخير پرهيز شده يا اينكه امكان نمايش نداشته‌اند و اين بخش به يكي از مهمترين رويدادهاي فيلم فجر تبديل شد.

سازندگان عوامل فيلم «علت‌مرگ نامعلوم» كه چندي قبل اكران سراسري گرفت، اخيرا اين موضوع را با رسانه‌ها مطرح كرده‌اند كه حاميان مالي فيلمشان به شرط حضور در جشنواره از اين فيلم حمايت كرده‌اند. ترفند خاص «نمايش ويژه در جشنواره» فيلم‌هايي كه در نمايش عمومي با چالش جدي مواجه شده‌اند، راهبردي موثر براي دعوت دوباره بخش خصوصي براي توليد آثار سينمايي است.

در كلان‌نگري راهبردي در حوزه فرهنگ، بايد به اين موضوع توجه داشت كه خروج بخش خصوصي از حوزه سينما به كوچ سرمايه‌گذاران به شبكه نمايش خانگي منجر خواهد شد، لذا سازمان سينمايي در مسير پيش‌رو، سرمايه‌گذاراني كه طي چند سال اخير و پس از شيوع كوويد از سينما، به شبكه نمايش خانگي نقل مكان كرده‌اند را با تعاملي ويژه به اين حوزه بازگرداند. لذا بخش نمايش ويژه فجر را مي‌توان چراغ سبزي از سوي مديريت تازه سينما به بخش خصوصي تلقي كرد كه درب‌هاي جشنواره همچون گذشته با فيلترهاي قشري و طايفه‌اي مسدود نشده است.

از طرفي نمايش اين فيلم‌ها تدبيري است كه مسير هر گونه مخالف‌خواني را مسدود خواهد كرد. نمايش فيلم «رگ‌هاي آبي» نمونه قابل مصداقي كه به مانع بزرگي براي هر گونه فرصت‌طلبي تبليغاتي براي سازندگان آثار ضعيف خواهد شد.

يكي از فيلم‌هاي پرحاشيه بخش خارج از مسابقه و نمايش ويژه فيلم رگ‌هاي آبي به كارگرداني جهانگير كوثري (گزارشگر سابق فوتبال) است كه به برش‌هايي از زندگي فروغ فرخ‌زاد مي‌پردازد.

 

اين فيلم يكي از آثار پرحاشيه‌اي بود كه با انتشار نخستين تصاوير از باران كوثري(دختر كارگردان) در نقش فرخ‌زاد در فضاي مجازي مورد اعتراض گسترده طرفداران اين شاعره قرار گرفت.

شمايل ظاهري كوثري هيچ شباهتي به اين فرخزاد ندارد و نكته جالب اينجاست كه او چندي قبل در سريال شبكه مخفي زنان نقش پروين اعتصامي را ايفا كرد. همين موضوع به دستمايه طنز در فضاي مجازي تبديل شد تا شباهت ظاهري اين بازيگر به اعتصامي بيشتر تاييد شود تا فروغ فرخزاد.

 

اما آنچه به حواشي اين فيلم دامن زد اظهارات جهانگير كوثري بود. او چندي قبل درباره عدم نمايش اين فيلم در حاشيه ويژه‌برنامه «يورو ۲۰۲۴ آپارات اسپرت» با اشاره به سرنوشت اكران فيلم «رگ‌هاي آبي» گفت: «من شخصا فيلم خود را در همان شرايط هم ساخته‌ام اما قطعا در دوران جديد، هم خودم و هم خانم بني‌اعتماد حضور جدي‌تري در ميدان خواهيم داشت. اينكه فيلم «رگ‌هاي آبي» ‌ هنوز اكران نشده هم دليلش ممنوع‌التصوري باران است. باران كوثري امروز علاوه‌بر ممنوع‌التصويري، ممنوع‌الپوستر و ممنوع‌الخروج هم هست و به همين دليل شخصا فيلم را به جشنواره تورنتو بردم و آنجا فيلم را اكران كرديم. با وجود همه اين محدوديت‌ها همين فيلم را هم در آينده اكران خواهيم كرد.»

به فاصله انتشار اين اظهارنظر مديركل نظارت بر نمايش فيلم سازمان سينمايي در خصوص ادعاي تهيه‌كننده «رگ‌هاي آبي» درباره ممنوع التصوير بودن بازيگر اصلي اين اثر و عدم اكران فيلم مذكور واكنش نشان داد.

او در اين مورد گفت: «آيا طي يكسال اخير، دو فيلم از بازيگري كه شما ممنوع‌التصوير خوانده‌ايد، اكران نشده است؟ فيلم «گيج‌گاه» در تاريخ ۱۲ مهرماه ۱۴۰۲ اكران شده و ۱۶۵ روز نيز به روي پرده سينماها بوده و به سايت رسمي بت فوروارد شهادت تهيه‌كننده و كارگردان اين اثر بيشترين مساعدت براي بهتر ديده شدن آن صورت گرفته است. همچنين فيلم «عامه پسند» نيز با حضور اين بازيگر در تاريخ ۱۷ آبان ماه ۱۴۰۲ اكران و تا ۱۲۵ روز روي پرده بوده است.

پروانه نمايش فيلم «رگ‌هاي آبي» در دولت سيزدهم صادر شده است. آيا شما براي دريافت مجوز اكران اقدامي كرده‌ايد؟ چنانكه اگر اقدام كرده‌ايد بفرماييد چه زماني بوده و به كدام مدير مربوط مراجعه شده است؟ شوراي صنفي كه مسئول اكران فيلم‌هاست چرا از درخواست شما بي‌خبر است؟ بنده هم كه مسئول امور مربوط به اكران هستم به ياد ندارم حضرتعالي براي اين منظور مراجعه و يا درخواستي ارائه داده باشيد! »

توييت فاطمه پاقلعه‌نژاد (روزنامه‌نگار حوزه فرهنگ) درباره فيلم رگ‌هاي آبي
با تدبير مسئولان جشنواره اين فيلم در چهل و سومين جشنواره فيلم فجر نمايش داده شد تا بازي تبليغاتي بسيار كليشه‌اي و كهنه «تمارض فرهنگي» خنثي شود. فيلم در سالن برج ميلاد نمايش داده شد و با انتقادات گسترده اهالي رسانه و منتقدان مواجه شد تا عيار پايين اثر هويدا شود.

احسان ناظم بكايي منتقد درباره اين فيلم نوشت : مهر توقيف، فرصت مناسبي براي فيلم هاست تا ولو بواسطه ساختار از هم پاشيده، مورد اقبال قرار بگيرند و فيلم فروغ چنين است. فيلمي كه بهتر مي بود سازندگانش خودخواسته آن را توقيف مي كردند و در كمد خانه شان نگه مي داشتند. فيلم چنان از پاي بست ويران و بي محتواست كه نه فيلمبرداري كلاري و نه تدوين عبدالوهاب و نه حتي بازي باران كوثري نتوانسته آن را نجات بدهد. فيلمي كه مي توانست به مانند فيلم پروين در جشنواره پارسال، پرتره مطلوبي از يك شاعره معاصر ديگر باشد ملغمه درهمي است كه نه به معرفي فروغ فرخ زاد منجر شده و نه در روايت امروزي شخصيت فروغ موفق بوده است. ما اصلاً در اين فيلم متوجه چرايي حالات فروغ نمي شويم و نه اثري از پسرش كاميار مي بينيم و نه مي فهميم چرا با شاپور به اهواز رفته است. از همه عجيب تر مخاطبي كه اطلاعات عمومي درباره او ندارد اصلاً نمي فهمد كه فروغ در جريان تصادف رانندگي در قلهك كشته شده است!

احسان طهماسبي مجري برنامه اكران در واكنش به محتواي عقيم و ضد روايت فيلم در متني كوتاه اشاره مي‌كند: خودسانسوري و در عين حال فرار از مميزي در مواجهه با زندگي فروغ فرخزاد اولين مشكلي است كه گريبان جهانگير كوثري در رگ‌هاي آبي را گرفته است. نمايش روزهاي طلايي زندگي فروغ بدون حضور ابراهيم گلستان و نپرداختن به تمام ابعاد زندگي او كه عاملي براي “فروغ فرخزاد” شدن است در اين فيلم مغفول مانده است و پرهيز از نمايش اين موضوعات و موارد مشابه باعث شده فيلم به اثري قابل‌توجه و تاثيرگذار از زندگي فروغ بدل نشود و به طوركل پرتره اي كم‌مايه و كم‌جان از شاعري كم‌نظير باشد. اما شخصيت كاريزماتيك فروغ و شناخت مخاطب فهيم از كدهاي اصلي زندگي او (كه در فيلم بدان اشاره شده است)، تنها عاملي براي پيگيري مخاطب و همراهي با فيلم تا دقايق پاياني رگ‌هاي آبي نيست. درك درست باران كوثري از نقشي كه ايفا كرده و توجه او به ظرافت‌هاي رفتاري و اخلاقي فرخزاد را بايد مهم‌ترين نكته مثبت فيلم دانست.

جهانگير كوثري در نخستين تجربه خود در قامت فيلمساز سعي كرده به يكي از شخصيت‌هاي مهم ولي مميزي‌دار از نظر سيستم فرهنگي كشور بپردازد نتيجه آن شده كه علاوه بر محدوديت‌هاي وزارت ارشاد در نمايش بخش‌هايي از زندگي فروغ فرخزاد، گويي شخص فيلمساز نيز در تصوير كردن زندگي فروغ با خودسانسوري مواجه شده و نتيجه پرتره‌اي ناقص و الكن است كه خيلي بيشتر و كاملتر ميتوان همين اطلاعات را درباره اين چهره از صفحه ويكي پدياي او بدست آورد.كوثري علاوه بر ضعف در محتوا در فرم و ساختار هنري نيز موفق عمل نكرده است. اينكه او سعي داشته خلاقيت‌هاي ساختاري در روايت داستاني خود اعمال كند قابل فهم است اما اين گونه تجربه‌گرايي و هنري‌نمايي به نظر به كليت فيلم ضربه زده و نتيجه آن شده كه با فيلمي نمايشي و اطواري روبرو شويم كه قصد داشته در ساختار و فرم پيشرو باشد اما به دليل نابلدي، نتوانسته ايم ايده را اجرايي كند.

بازي باران كوثري با وجود تلاش زياد اين بازيگر در ايفاي نقشي متفاوت از يك زن آرام شاعر مسلك و سختي كشيده، در امتداد ساختار نمايشي و تصنعي فيلم قرار ميگيرد و به نظر تلاش‌هاي كوثري در اين نقش نتوانسته بازي يكدست و باورپذيري كه شمايل فروغ فرخزاد را ترسيم و تصوير ميكند به نمايش در اورد.

«سام فرخزاد» برادرزاده‌ي فروغ فرخزاد؛ با انتشارِ متني پيرامون «رگ‌هاي آبي» نوشت:
«اين فيلم نه تنها نتوانست زندگي فروغ فرخزاد را درست روايت كند، بلكه به نوعي خيانت به ياد و خاطره او بود. فروغ، شاعري كه با جسارت و صداقت، دنياي شعرِ فارسي را تكان داد، در اين فيلم به يك شخصيت فرعي در داستانِ عشقش تبديل شد! جاي خاليِ شعرها، فيلم‌سازي‌ها و دغدغه‌هاي اجتماعي‌اش در اين فيلم به شدت احساس مي‌شد.

فروغ، بيشتر از اين بود. او زني بود كه با كلماتش مرزها را شكست و با دوربينش واقعيت‌ها را نشان داد. اين فيلم نه تنها نتوانست عمقِ وجود او را نشان دهد، بلكه تصويري سطحي و نادرست از او ارائه كرد.

به عنوانِ عضوي از خانواده‌ي فروغ معتقدم اين فيلم نتوانست حق مطلب را درباره او ادا كند. فروغ فرخزاد شايسته يك روايتِ واقعي و احترام‌آميز بود، نه اين داستان عاشقانه كليشه‌اي و بي‌عمق. »

تا قبل از نمايش فيلم در نمايش‌هاي ويژه جشنواره، سازندگان با نمايش‌هاي رسانه‌اي، مظلوم‌نمايي (با محوريت ممنوع الكاري باران كوثري) و مخالف‌خواني، ضعف‌هاي ساختاري و محتوايي اثرشان را پوشش دهند، اما با ترفند نمايش هاي ويژه، سازندگان نمي‌توانند رويه تمارض و مظلوم نمايي را ادامه دهند. با اين حال در رويكردي مصلحانه پروانه نمايش فيلم صادر شده و به زودي اكران عمومي خواهد شد تا با شكست اين فيلم در گيشه خط بطلاني روي ادعاي بعدي سازندگان كشيده شود.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۰ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۱۰:۴۰:۴۰ توسط:vip4 موضوع: نظرات (0)

تمسخر فرهنگ ملي در دستپخت محمد چرمشير/ ايراني‌ها در انيميشن "ژوليت و شاه" دراكولا شدند؟

انيميشن «ژوليت و شاه» پوشش ايراني را ترسناك و دراكولاگونه معرفي مي‌كند و فرهنگ غني نمايش ايراني را مورد پرسش قرار داده است.
سرويس فرهنگ و هنر مشرق -چهل و سومين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر در حالي به نيمه‌راه خود رسيده است كه تاكنون از ميان چهار فيلم پويانمايي حاضر در اين فستيوال مهم سينمايي كشور دو اثر آن در كاخ جشنواره براي اهالي رسانه و منتقدان اكران شده است.

افسانه سپهر نخستين پويانمايي‌اي بود كه در دومين روز از جشنواره اكران شد، فيلمي با قصه‌اي از دل اسطوره‌ها و قهرمانان ايراني روايتگر حماسه‌سازي‌هاي يك نوجوان ايراني براي نجات خانواده و جامعه خود بود اما هر چه افسانه سپهر از اميد، اصالت و فرهنگ غني ايراني سخن به ميان آورده بود دومين پويانمايي بانام "ژوليت شاه"، به نظر مي‌رسد با هويت ايراني تعارض گفتماني دارد.

 

"ژوليت شاه" داستان فرنگ رفتن ناصرالدين‌شاه و دعوت از يك گروه نمايشي براي اجراي تئاتر در ايران است، گروهي كه به‌محض ورود به كاخ گلستان، شاه ايران شيفته دختر فرانسوي‌اش مي‌شود و دختر با استفاده از اين موقعيت براي پيش برد هر چه‌بهتر اجرايشان همراه او مي‌شود تا جايي كه نامزد اين دختر نيز از او دل مي‌كند.

در اين فيلم كه ظاهراً براي گروه سني كودك و نوجوان ساخته‌شده حاوي زير متن‌هاي قابل‌تأملي است كه عملاً آن را به يك بيانيه سياسي در ادامه ماجراي كشف حجاب و رويكرد غربي آن بدل كرده است.


فيلمي كه در آن از يك‌سو به قوميت‌هاي ايراني به‌صراحت توهين مي‌كند، پوشش ايراني را به نوعي ترسناك و دراكولاگونه معرفي مي‌كند وفرهنگ غني نمايش ايراني را مورد توهين و تمسخر قرار مي دهد و درنهايت شخصيت اول آن‌كه يك دختر غربي است را قهرمان و منجي مردم ايران براي خروج از اين وضعيت مي‌داند.


تمام اين فكت ها و برداشت‌ها شايد تا انتهاي كار حتي براي بدبينانه‌ترين مخاطب نيز تصورات ذهني به شمار مي‌رود اما وقتي در تيتراژ پاياني نام "محمد چرم شير" به‌عنوان يكي از نويسندگان ديده مي‌شود ديگر جاي هيچ‌گونه شك و شبيه اي را براي مشخص شدن آنچه تصور مي‌شد باقي نمي‌گذارد.

نويسنده و كارگردان تئاتري كه مواضع عجيب و غريب او بسيار مشهود است و به گفته خودش پس از قائله مهسا اميني مادامي‌كه بازيگران زن مجبور باشند باحجاب به روي صحنه بيايند تئاتر كار نخواهد كرد.

باوجود چنين فردي كاملاً مشخص است هر آنچه پس از اكران در بين اهالي رسانه و منتقدان در كاخ جشنواره مورد گفتگو و بحث قرارگرفته بود نه تصورات ذهني بلكه واقعيت‌هاي عيني است كه در قالب يك اثر هنري قرار است به خورد كودكان و نوجوانان ايراني داده شود.

 

مخاطب در "ژوليت شاه" با شمايلي از يك دختر فرانسوي روبه‌رو مي‌شود كه در گفتار و رفتار از دختران ايراني به‌مراتب بالاتر و اصطلاحاً سرتر است تا جايي كه حتي يكي از دختران شاه نيز كه به اين شخصيت علاقه پيدا كرده و در بسياري از صحنه‌ها اين دختر فرنگي را الگو خود قرار داده و همانند او بدون حجاب حضور دارد. در اين انميشن از درباريان گرفته تا مردم كوچه و بازار همگي شبيه هم هستند و از يك پوشش بهره مي‌برند پوششي كه در فيلم همانند دراكولاهايي به نظر مي‌رسند كه در كل مدت فيلم فارغ از منش و رفتارهاي هر كاراكتري، نوع پوشش آنان نمادي از عقب‌ماندگي‌ است.

موضوعي كه مطابق با تاريخ روايت فيلم، سال‌ها بعد به همان دليل ماجراي كشف حجاب رضاخاني به وقوع مي‌پيوندد و اين المان به‌صورت كاملاً تعمدي توسط نويسنده و كارگردان در فيلم گنجانده‌ شده تا مخاطب به‌خصوص گروه سني نوجوان با همزادپنداري اين اثر از اقدام رضاخان در كشف حجاب بانوان حمايت كند.

 

در واقع وقتي دنياي نويسنده اين پويانمايي و كنش‌هاي سال‌هاي اخير او را بررسي كنيم درخواهيم يافت كه چرا چنين زاويه‌اي با مقوله حجاب در اين انيميشن طراحي شده است. در پويانمايي "ژوليت شاه" نوعي سوء گيري قابل تامل درباره پوشش سنتي و تشبيه آنان به دراكولا كاملا بحث برانگيز است.

نقد ديگري كه به اين انيميشن وارد است، نگاه نه چندان قابل قبول به قوميت‌ها ازجمله شيرازي‌ها و آباداني ها است، تا جايي كه از رمال و جادوگر با لهجه آبادي گرفته تا يكي از زنان درباري كه لهجه شمالي دارد، قوميت‌ها به سخره گرفته مي‌شوند.

اما نقطه عطف اين سلسله توهين‌ها به نمايش ايراني است موضوعي كه از ديرباز نيز در آثار تئاتري "چرم شير" كاملاً واضح و مشخص بوده است او رسماً نمايش ايراني را سايت رسمي بت فوروارد نه‌تنها به‌عنوان گونه‌اي از آثار نمايشي بلكه از اساس آن را عبث و بيهوده مي‌داند كه نمود عيني را در اجراي روي حوض كاخ گلستان در اين پويانمايي نشان مي‌دهد.

البته كه سال‌هاست از اين اقليت ظاهرا مخالف‌خوان چيزي بيش از اين نيز انتظار نمي‌رود. آنچه مهم است اينكه اين اثر نمايشي با توجه به موزيك ويديوهاي موجود، براي مخاطب گروه سني كودك و نوجوان مي‌تواند بسيار تأثيرگذار باشد و مواردي مانند زمينه سبك زندگي غيرايراني، كشف حجاب، به سخره گرفتن قوميت‌ها را در در ضمير ناخودآگاه مخاطبان كودك و نوجوان تقويت كند.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۰ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۱۰:۳۸:۰۸ توسط:vip4 موضوع: نظرات (0)

جمعِ تجربه و تَهوّر در يك فيلم تاريخي /«بازي خوني» دايره‌اي از بحران در روزگاري نه چندان دور

«بازي خوني» با گردش هاي حيرت انگيز دوربين هايش، مخاطب را در مركز دايره اي از بحران در روزگاري نه چندان دور قرار مي دهد و بخشي از رنج هايي كه براي حفظ اين خاك كشيده شده را در چشم بيننده، زنده مي كند.
سرويس فرهنگ و هنر مشرق - اصلا سينما براي اين در جهان، جان گرفت كه مي توانست صحنه هايي را به آدم ها نمايش دهد كه به هر دليلي آرزومندند در آن، حضور مي داشتند يا از چگونگي آن، آگاه مي شدند. اگر نگوييم اين موضوع به حس كنجكاوي انسان ها مربوط مي شود، حتما به ضمير خودآگاه و كمال گرايانه شان، ارتباط پيدا مي كند. دريچه دوربين، در واقع روزنه اي است كه مخاطب را بدون اينكه احساس گناه يا عذاب وجدان كند، به پشت پرده زندگي آدم ها، مي برد؛ آن هم با كمترين هزينه و بدون دردسر.

تاريخ معاصر ايران، بسيار پرفراز و نشيب است و به ويژه در دوره چهل و چند ساله انقلاب اسلامي، اين حركت سينوسي، همراه با رويدادهاي عجيب و غريب است كه به دليل فشردگي و تعدد آن، فرصت كافي براي تبيين و ايجاد آگاهي از آن ها، وجود نداشته است.

ماجراي آمل در سال ۱۳۶۰ كه با حركت مسلحانه گروه ماركسيستي «سربداران» به وجود آمد، يكي از اتفاقات مهم در اين برهه تاريخي است اما كمتر درباره صحبت و ارائه اطلاعات شده است.

از اين رو، فيلم «بازي خوني» به كارگرداني حسين ميرزامحمدي كه در چهل و سومين جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمده است، مي تواند نقاط تاريك زيادي را براي آنها كه به دانايي در حوزه تاريخ معاصر علاقه مند هستند، روشن سازد. گر چه اين فيلم، تلاش كرده است كه براي پررنگ كردن بار دراماتيك فيلم، تغييراتي را در روند رويدادهاي ماجراي آمل، ايجاد كند اما مي تواند مخاطب را با كليت ماجرا آشناتر كند و شمه اي از آن روزهاي سخت و عجيب را پيش روي بيننده، به تصوير بكشد.

اما شيوه كارگرداني ميرزامحمدي در «بازي خوني»، علاوه بر آگاهي بخشي، تجربه اي جذاب و شايد در نوع خود، منحصر به فرد باشد. پيش از اين، چند فيلم در مورد شورش ها و وقايع نظامي- سياسي در دوران انقلاب ساخته شده است كه هر يك، جذابيت هاي خاص و ماندگاري دارند، اما هيچ يك از آنها، به اندازه «بازي خوني»، نتوانسته است بحران و وخيم بودن اوضاع را نزديك به گستردگي و پيچيدگي آن رويداد، به تصوير بكشد. عليرضا برازنده مدير فيلمبرداري اين فيلم، به مدد جسارت جواني و تجربه و پختگي اش، توانسته است تصاويري را به ثبت برساند كه تا حدود زيادي وقايع را براي مخاطب، قابل لمس كند.

وجود متعدد سكانس هاي طولاني يا به قول معروف؛ سكانس-پلان توانسته است به غنا و ارزش فيلم «بازي خوني» بيفزايد. گر چه اين كار، زحمت ها و رنج هاي فراواني را براي توليد به همراه داشته است اما خوشبختانه خروجي كار، از لحاظ فرم و تصوير، درخشان و ارزشمند بوده است . در اين كار ابزارهاي نو و پيشرفته هم توانسته است به همراهان «برازنده» كمك كند و آنچه در ذهن «ميرزامحمدي» بوده است را تماشايي سازد. با اين حال، بدون وجود همان جسارتي كه درباره اش صحبت كرديم، اين نماهاي قابل تحسين، هيچ گاه خلق نمي شد.

در بخش فيلمنامه هم گر چه در بخش هايي از كار، ما شاهد شعارگويي و كليشه هاي پرتكرار بوده ايم، اما ميرزامحمدي توانسته است دست به ابتكاراتي بزند كه مخاطب را با شگفتانه ها مواجه كند. اگر سايت رسمي بت فوروارد درشت نمايي برخي از بازي ها كه در راستاي نماياندن روحيه انقلابي ارائه شده است را كنار بگذاريم، ميانگين بازي ها، توانسته است نمره قابل قبولي را به دست آورد.

«بازي خوني» با گردش هاي حيرت انگيز دوربين هايش، مخاطب را در مركز دايره اي از بحران در روزگاري نه چندان دور قرار مي دهد و بخشي از رنج هايي كه براي حفظ اين خاك كشيده شده است را در چشم بيننده، زنده مي كند. اين فيلم مي تواند آغازي باشد براي يك فصل جديد از فيلمسازي متهورانه بر مبناي انديشه و تجربه.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۰ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۱۰:۳۱:۲۶ توسط:vip4 موضوع: نظرات (0)

بررسي حاشيه‌هاي يك فيلم جنجالي در جشنواره فجر / آيا «آنتيك» بهانه‌اي براي تسويه حساب شخصي است؟

منتقدي كه معمولا ۱۰ دقيقه از فيلم‌ها را تماشا مي‌كند در ادعايي عجيب توهين به تربت امام حسين (ع) را نسبت داده كه اين با توجه به محتواي فيلم كه يك برچسب محسوب مي‌شود.


سرويس فرهنگ و هنر مشرق - نمايش فيلم‌ آنتيك با حواشي فراواني در جشنواره فيلم فجر همراه بود اما اين حواشي از چند جنبه قابل بررسي هستند. نخست اينكه ادعاهايي كه درباره فيلم مطرح مي‌شود صحيح است؟ قبل از هر قضاوتي مي‌توان پاسخ‌هاي كارگردان فيلم را در گفت‌وگو با خبرگزاري فارس بررسي كرد.

بر اساس ادعاهاي كارگردان و بر خلاف جنجال‌هاي رسانه‌اي فيلم، اين اثر نه تنها ضد دين نيست، بلكه با رويكردي نقادانه، سعي در پالايش دين از خرافات دارد. فيلم، مخاطب را به دينداري عقلاني و مستند دعوت مي‌كند و بر لزوم پرهيز از باورهاي بي‌پايه تأكيد دارد.

پيامبر گرامي اسلام (ص) دستور تخريب مسجد ضرار را صادر كردند، با اينكه آن مكان، در ظاهر خانه خدا بود. دليل اين اقدام، استفاده نادرست و گمراه‌كننده از نمادهاي ديني بود، مسئله‌اي كه فيلم آنتيك نيز به آن مي‌پردازد.
پرداخت محتوايي: مبارزه با خرافات يا نقد دين‌داري عاميانه؟


معمولا اثري تبديل به لحن كمدي مي‌شود كه تماشاگر خودش را برتر از شخصيت‌هاي كمدي ببيند. همين ويژگي كه كهن‌ترين نظريه در كمدي است و متعلق به فيلسوف يوناني ارسطو، حاكم بر روايت تيپكال آدم‌هاي آنتيك است.

با همين ساختار يكي از مباحث اصلي مطرح‌شده در فيلم آنتيك، صورت‌بندي روايت شكل‌گيري خرافه در يك روستا است. چه كساني به سمت خرافه جلب مي‌شوند؟ كساني كه فاقد كمال شعور عقلاني هستند. فيلم آنتيك با طراحي بخشي از جامعه در عدم حاكميت عقلاني و گرفتار درخت پرستي پذيراي يك خرافه مي‌شوند.

در اين ميان بي‌توجهي عمدي يا غير عمدي به اين ساختار، برخي منتقدان را بر آن داشت كه اين فيلم را اثري ضد دين معرفي كنند، در حالي كه فيلم، به روشني تأكيد دارد كه دين‌داري بايد بر اساس سند و مدرك باشد، نه بر پايه باورهاي بي‌اساس. آنتيك خاك حاصل‌خيز باورهاي بي‌اساس را در جامعه‌اي درخت پرست و نه در هر جامعه‌اي معرفي مي‌كند.

در اين راستا، اين پرسش مطرح مي‌شود كه آيا مكان‌ها به‌خودي‌خود مقدس‌اند يا تقدس آن‌ها وابسته به شخصيت‌هايي است كه در آنجا شرف حضور داشته‌اند؟ بر اساس قاعده معروف «شرف المكان بالمكين»، ارزش يك مكان به فردي بستگي دارد كه در آن قرار گرفته است.

حال اگر درون يك امامزاده، هيچ شخصي وجود نداشته باشد، چه رسد به فردي منتسب به اهل‌بيت (ع)، آيا تخريب آن، مخالفت با دين محسوب مي‌شود يا اتفاقاً حركتي در جهت پالايش توحيد؟

اين مسئله در تاريخ اسلام نيز مسبوق به سابقه است. پيامبر گرامي اسلام (ص) دستور تخريب مسجد ضرار را صادر كردند، با اينكه آن مكان، در ظاهر خانه خدا بود. دليل اين اقدام، استفاده نادرست و گمراه‌كننده از نمادهاي ديني بود، مسئله‌اي كه فيلم آنتيك نيز به آن مي‌پردازد.

در نهايت، به نظر مي‌رسد برخي مخالفت‌ها با اين فيلم، نه براي نقد محتواي آن، بلكه شايد براي تخريب مسئله‌اي است كه به سازندگانش مربوط است.

طنز و ساختار دراماتيك: شوخي‌هاي تازه در خدمت مضمون

يكي از نقاط قوت آنتيك، تركيب موفق كمدي و مضمون جدي است. شوخي‌هاي فيلم هم در موقعيت و هم در ديالوگ‌ها حضور دارند و برخلاف بسياري از كمدي‌هاي رايج، تكراري يا سطحي نيستند. تاكيد بر نسبت محرميت دو برادر چرا در ذهن برخي از اهالي سينما معنايي اروتيك پيدا كرده را نيز بايد به‌وقتش تحليل كرد. فيلم علاوه بر خنداندن، سعي دارد مسير خنداندن را با معرفي يك نوع رابطه‌ي محرميت با موضوع شيردهي وسط بكشد كه اتفاقا زمينه‌هاي عرفي متصل با گزاره‌هاي شرعي را براي ذهن تماشاگر آماده‌سازي مي‌كند.

آدم‌هاي داستان قرار است در مسير قصه در شمايل شاگردان حاجي الهي ظاهر شوند. جزييات فراواني از اين دست باعث مي‌شود كه فيلم آنتيك صرفاً به يك اثر سرگرم‌كننده تبديل نشود.

فيلمنامه، ساختاري حساب‌شده دارد و كاشت و برداشت‌هاي دراماتيك آن، نشان از دقت در نگارش دارد. برخلاف برخي انتقادات كه تحول شخصيت ابراهيم را ناگهاني دانسته‌اند، فيلم به خوبي اين مسير را پس از دست دادن دختر دوران كودكي در دل روايت عاشقانه شخصيت اصلي گنجانده و تغييرات او را البته به‌اندازه يك روايت كميك نشان مي‌دهد.

اگر اين اثر قالب كمدي نداشت و يا ما با اثري ملودرام روبرو بوديم اين اندازه پرداخت جهت تحول كافي نبود. تحول شخصيت در كمدي با تحول شخصيت در يك ملودرام متفاوت است. گرچه همچنان براي من سوال است كه چرا كارگردان پايان‌بندي فيلم آنتيك را با لحن كمدي كارگرداني نكرده است؟

 

كارگرداني و فرم بصري: سينمايي، نه تلويزيوني و تله‌فيلمي

در كنار محتواي قابل بحث، آنتيك از لحاظ بصري نيز اثر استانداردي است. قاب‌بندي‌ها و ميزانسن‌هاي فيلم به وضوح براي پرده سينما طراحي شده‌اند و از كيفيتي فراتر از يك تله‌فيلم برخوردارند كه متاسفانه اين روزها حتي با وجود داستان‌هاي ملتهب و موثر همچنان تله‌فيلم‌هايي مي‌بينيم كه از ظرفيت بصري كمتري برخوردارند. استفاده درست از فضاي بصري و طراحي سايت رسمي بت فوروارد صحنه، فيلم آنتيك را در سطحي سينمايي نگه داشته است. آرمان فياض در مقام مدير فيلمبرداري از لنز وايد نمي‌ترسد و اجازه مي‌دهد فضا و مكان به تجربه بصري تماشاگر تبديل شود.

آيا حضور هادي نائيجي در فارابي خطرناك است؟

نائيجي يكي از چهره‌هاي معتمد فراجناجي فعال در حوزه سينماست. شنيده شده او قرار است پس از پايان جشنواره فيلم فجر به عنوان مديرعامل بنياد سينمايي فارابي فعاليت خود را آغاز كند. اين بنياد سال‌هاست به عنوان يكي از مراكز زيان‌ده وزارت ارشاد فعاليت‌ مي‌كند و كه اغلب توليداتش هيچ نسبت گفتماني با سينما و منافع نظام ندارد. هنوز پول كلاني كه حميد فرخ‌نژاد در قالب پروژه‌هاي مختلف قبل از فرار اين ايران گرفت يك موضوع بحث‌برانگيز رسانه‌اي است.

حضور او در شوراي پروانه ساخت و انتصاب او در شوراي پروانه نمايش، زمينه‌هاي انتقاد را نسبت به جايگاه او در سازمان سينمايي پررنگ‌تر كرد و حجم زيادي از انتقادات از فيلم آنتيك كاملا فرامتني است كه شائبه تسويه حساب سينمايي را تقويت مي‌كند. اين گزاره قطعي نيست اما بسيار محتمل است.

با اينكه در فيلم خبري از تربت امام حسين (ع) نيست اما منتقدي كه معمولا ۱۰ دقيقه از فيلم‌ها را تماشا مي‌كند در ادعايي عجيب توهين به تربت امام حسين (ع) را نسبت داده كه اين با توجه به محتواي فيلم كه يك برچسب محسوب مي‌شود. در اين فيلم هيچگاه به شانيت امامزاده‌ها توهين نمي‌شود و گويا ماجرايي شبيه مارمولك در يك مسير مشخص تاريخي در حال تكرار است.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۰ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۱۰:۲۷:۳۵ توسط:vip4 موضوع: نظرات (0)

آئين اختتاميه چهل و سومين جشنواره فيلم فجر/ «موسي كليم‌الله» ساخته ابراهيم حاتمي‌كيا پيشتاز دريافت جوايز

اختتاميه چهل و سومين جشنواره فيلم فجر در حالي برگزار شد كه فيلم «زيبا صدايم كن» به كارگرداني رسول صدرعاملي به عنوان بهترين فيلم انتخاب و «موسي كليم‌الله» ابراهيم حاتمي‌كيا در ۵ بخش سيمرغ گرفت.


به گزارش مشرق، آيين اختتاميه چهل‌وسومين جشنواره فيلم فجر عصر امروز ۲۲ بهمن در برج ميلاد تهران در حال برگزاري است.

اين مراسم با اجراي محمدرضا شهيدي‌ فر برپا مي‌شود و طبق وعده از پيش اعلام شده قرار است بدون سخنراني باشد تا علاوه بر اجراي موسيقي برگزيدگان فيلم‌هاي كوتاه، مستند و بخش سوداي سيمرغ اعلام‌ شوند.

همچنين علي زند وكيلي خواننده مطرح موسيقي ايران در اين مراسم به اجراي قطعاتي خواهد پرداخت و براي اولين بار مدعوين به مراسم براساس شماره صندلي در جاي خود مستقر خواهند شد.

امسال مدعوين داراي شماره صندلي هستند و تمام كارت‌هاي دعوت پيش از ورود اسكن مي‌شوند. با اين حال مثل هميشه مقابل در ورودي مركز همايش‌هاي برج ميلاد ازدحام زيادي وجود دارد.

سيدعباس صالحي وزير ارشاد، ابراهيم حاتمي‌كيا، رسول صدرعاملي، شهاب حسيني، كمال تبريزي، مستانه مهاجر، علي دهكردي (مديرعامل خانه سينما)، محمود رضوي، عزت‌الله ضرغامي، رضا درستكار، عنايت بخشي، كارن همايونفر، تورج منصوري، عبدالله اسكندري، علي قائم‌مقامي، سعيد خاني،حبيب‌ايل بيگي،رائد فريدزاده و... از جمله حاضران در مراسم هستند.
 
حضور برخي از هنرمندان در اختتاميه چهل و سومين جشنواره فيلم فجر

مراسم با پخش سرود ملي جمهوري اسلامي ايرلن آغاز شد.

در ابتداي مراسم محمدرضا شهيدي‌فر گفت: در دهه‌هاي گذشته صف‌هاي طولاني سينما در ايام جشنواره را به ياد داريم و گاهي حسرت مي‌خوريم كه چرا ديگر تكرار نمي‌شود اما امروزه به دليل پيشرفت تكنولوژي و تعداد زياد سينماها ما كمتر چنين صف‌هاي طولاني را مشاهده مي‌كنيم. سينماي ايران همواره محل اصلي تجلي انديشه و رشد مردم ايران است.
 
سخنراني شاهسواري در اختتاميه جشنواره فيلم فجر

شاهسواري: چشم‌ بد دور كه هنوز بزرگان و هنرمندان اينجا هستند و كار مي‌كنند

منوچهر شاهسواري دبير جشنواره در ابتداي مراسم‌ روي صحنه آمد و گفت: كاش تك تك شما اينجا بوديد و اين‌ جمعيت را مشاهده مي‌كرديد.

وي افزود: گاهي به من مي‌گويند كه گزارش ارائه كن اما من چه گزارشي بايد ارائه كنم؟ ما كارمان را انجام داديم‌ و اگر درست باشد در چشم تيزبين همه افراد ديده مي‌شود و اگر مشكلي وجود داشته باشد ما مشتاقانه نقدها را مي‌شنويم.

شاهسواري با اشاره به استقبال مخاطبان گفت: ما در همه وجوه امسال به آمار سال‌هاي قبل كرونا برگشتيم با بيش از ۳۰ درصد رشد. هنوز در بسياري از سالن‌هاي تهران و شهرستان‌ها فيلم‌ها در حال نمايش است. بيش از ۳۵۰ هزار بليت توسط مخاطبان خريداري شده است.

وي در پايان تاكيد كرد: هم كرونا و هم مسائل اجتماعي سال‌هاي اخير ما را از دور هم‌ بودن محروم كرده بود. بايد اين را بدانيم كه ما جدا از هم‌ نيستيم و يك تن واحد هستيم. چشم‌ بد دور كه هنوز بزرگان و هنرمندان اينجا هستند و كار مي‌كنند. شب خوبي داشته باشيد.

اهداي جوايز بخش فيلم كوتاه

سپس هيئت انتخاب بخش فيلم كوتاه جشنواره فيلم فجر براي اهداي جوايز اين بخش روي صحنه آمدند.

ديپلم افتخار اقتباس ادبي به فيلم «كوتي» ساخته سهيلا پورمحمدي اهدا شد.

پورمحمدي پس از دريافت ديپلم گفت: از استاد هوشنگ‌ مرادي كرماني تشكر مي‌كنم كه اجازه دادند داستانشان را بسازم.

سيمرغ بلورين بهترين فيلم كوتاه به فيلم «دادرسي» ساخته نادره سادات سركي اهدا شد.

وي پس از دريافت جايزه‌اش بيان كرد: خدا را شكر مي‌كنم كه اين فرصت در اختيار من قرار گرفت. من متاسفانه از نزديك شاهد موارد كودك‌آزاري و تجاوز به كودكان بودم و حتي متعرض را مي‌شناختم. اين فرصت را داشتم‌ كه با يكي از خانواده‌ها براي پيگيري حقوقي قضيه همراه شوم. اما متاسفانه متوجه شدم كه قوانين ما در اين‌ زمينه خلأهاي زيادي دارد و ممكن است حتي عرصه را براي متجاوز بازتر كند. اميدوارم پيام اين‌ فيلم به گوش قانون‌گذاران برسد.

اهداي جوايز بخش مستند

در ادامه مراسم هيئت انتخاب بخش مستند جشنواره فيلم فجر روي صحنه آمدند تا جوايز اين بخش را اهدا كنند.

سيمرغ بلورين بهترين كارگردان فيلم‌ مستند سينمايي به نيما مهديان براي فيلم «يك وجب خاك» رسيد.

نيما مهديان پس از دريافت سيمرغ عنوان كرد: از همسر و خانواده شهيد تشكر مي‌كنم كه به من محبت كردند.‌ من ژانرهاي مختلفي ساخته ام و براي ساخت اين‌ مستند ۲ سال تحقيق كردم. بدون هيچگونه سياست‌زدگي و جناح‌بندي سياسي سعي كردم در اين‌ مستند از يك خلا فرهنگي و انفعال رسانه‌اي صحبت كنم.‌ من اين‌جايزه را به فرزندان شهداي مدافع حرم اهدا مي‌كنم.

سيمرغ بلورين بهترين فيلم مستند به جعفر صادقي تهيه كننده مستند «شگرد» اهدا شد.

وي پس از دريافت جايزه عنوان كرد: اميدوارم اين سيمرغ باعث شود سوژه فيلم ما بيشتر ديده شود.

حضار ايستاده خانواده شهدا را تشويق كردند

شهيدي‌فر گفت: امسال بخش فيلم‌هاي اول حذف شد و همه فيلم‌ها در بخش سوداي سيمرغ داوري شدند. ما ۲ فيلم درباره حادثه آمل در دوران دفاع مقدس داشتيم. فيلم اسفند به عمليات خيبر و شهيد سيدعلي هاشمي پرداخت و اشك هور هم به مادر اين شهيد توجه داشت. فيلم خداي جنگ به تلاش شهيد طهراني مقدم پرداخت. پيشمرگ درباره شهيد سهيد قهاري بود. فيلم بچه مردم درباره شهداي مراكز شبانه‌روزي بود كه بيشترين تعداد ادوار نامزدي را داشت. فيلم صياد هم به زندگي شهيد صياد شيرازي پرداخت.
 
تشويق خانواده شهدا توسط حضار در اختتاميه جشنواره فيلم فجر
خانواده برخي شهدا در اين سالن حضور دارند. در ادامه حضار ايستاده خانواده شهدا را تشويق كردند.

كمال تبريزي (كارگردان)، رضا درستكار (منتقد)، عليرضا رئيسيان (كارگردان)، عليرضا زرين‌دست (فيلمبردار)، عزت‌الله ضرغامي (مدير فرهنگي) و مستانه مهاجر (تدوينگر و تهيه‌كننده) اعضاي هيأت داوران بخش مسابقه سينماي ايران چهل و سومين جشنواره فيلم فجر هستند.

اهداي جوايز بخش سوداي سيمرغ

در ادامه مراسم نوبت به بخش سوداي سيمرغ رسيد و هيئت داوران جشنواره براي اهداي جوايز اين بخش روي صحنه آمدند. براي معرفي هركدام از داوران يك ويدئوي مخصوص با لحني طنز تهيه شده بود.‌

سيمرغ بهترين جلوه‌هاي ويژه بصري

در بخش جلوه‌هاي ويژه بصري دو سيمرغ اهدا شد.

سيمرغ بلورين بهترين دستاورد فني به عليرضا واعظ براي فيلم «موسي كليم‌الله» اهدا شد.

سيمرغ بلورين بهترين جلوه‌هاي ويژه بصري به امير ولي‌خاني براي فيلم «صياد» اهدا شد.

ديگر نامزدها: محمد عبدي براي «تاكسيدرمي»-محمد برادران براي « خداي جنگ»-فريد ناظرفصيحي براي «زيبا صدايم كن»

سيمرغ بهترين جلوه‌هاي ويژه ميداني

سيمرغ بلورين بهترين جلوه‌هاي ويژه ميداني ضمن تقدير از حميد رسوليان براي فيلم‌هاي «۱۹۶۸» و «اسفند» به حميد رسوليان براي فيلم «صياد» اهدا شد.

حميد رسوليان سپس عنوان كرد: خدا را شكر مي‌كنم فيلم‌هايي كار مي‌كنم كه ارزشي و براي شهدا هستند.‌ همه ما مديون شهدا هستيم. اين سومين سال پياپي است كه اين‌ سيمرغ را به شهدا تقديم‌ مي‌كنم. امسال هم اين جايزه را به شهيدان خدمت، شهيد ابراهيم رئيسي و شهيد اميرعبدالهيان تقديم مي‌كنم.‌

ديگر نامزدها: حميد رسوليان براي «۱۹۶۸»- حميدي رسوليان براي «اسفند»-آرش آقابيك براي «زيبا صدايم كن»-رضا تركمان براي «شمال از جنوب غربي»

سيمرغ بهترين چهره‌پردازي

سيمرغ بلورين بهترين چهره‌پردازي به شهرام خلج براي فيلم «موسي كليم‌الله» تعلق گرفت.
 
صحبت‌هاي شهرام خلج برنده سيمرغ بلورين بهترين چهره‌پردازي

ديگر نامزدها: احسان روناسي براي «بچه‌ي مردم»- عظيم فراين براي «زيبا صدايم كن»-شهرام خلج براي «شمال از جنوب غربي»- عباس عباسي براي «صددام»

سيمرغ بهترين طراحي لباس

سيمرغ بلورين بهترين طراحي لباس به آذر محمدي براي «موسي كليم الله» تعلق گرفت.

 

آذر محمدي پس از دريافت سيمرغ عنوان كرد: بسيار مفتخرم كه امشب در جمع اساتيد سينما حضور دارم. ۴ سال است كه با اين پروژه همكاري دارم و از همه عوامل تشكر مي‌كنم.

ديگر نامزدها: نازنين خزاعي- براي «بچه‌ي مردم»- نياز حميدي براي «شمال از جنوب غربي »- رسول عليزاده براي «فرياد»- رعنا اميني براي «گوزن‌هاي اتوبان»- مهشيد صادقي براي «مرد آرام»

سيمرغ بهترين طراحي صحنه

سيمرغ بلورين بهترين طراحي صحنه به كيوان مقدم براي «موسي كليم الله» تعلق گرفت.
 
صحبت‌هاي كيوان مقدم برنده سيمرغ بلورين بهترين طراحي صحنه

ديگر نامزدها: بابك كريمي براي «بچه‌ي مردم »- اميرحسين حداد براي «تاكسيدرمي»-رسول عليزاده براي «رها»-محمد رضا شجاعي براي «شمال از جنوب غربي »- محمد حسين كرمي براي «صددام»-محمد حسين كرمي براي «ناتوردشت»

سيمرغ بهترين صدا(صدابردار- صداگذار)

سيمرغ بلورين بهترين صدا(صدابردار- صداگذار) به ميثم يارديلو – حسين قورچيان براي « گوزن‌هاي اتوبان» تعلق گرفت.

قورچيان گفت: من تا همين چند دقيقه پيش در استوديو بودم. امسال باندهاي صوتي فيلم‌ها خيلي جدي بود زيرا تعداد زيادي فيلم‌ جنگي در جشنواره داشتيم. ممنونم از هيئت داوران كه اين‌ نگاه عميق را به صدا داشتند. پدر من هنرمند تجسمي است و هميشه در كارهايش نمادي از سيمرغ هست. من اين سيمرغ را به مردم تقديم مي‌كنم.

ديگر نامزدها: پرويز آبنار- پرويز آبنار براي «بچه‌ي مردم»- سعيد بجنوردي- حسين ابوالصدق براي «تاكسيدرمي»-مسيح سراج- مهرشاد ملكوتي براي «شمال از جنوب غربي»- آرش قاسمي براي «پسردلفيني ۲»

سيمرغ بهترين موسيقي متن

سيمرغ بلورين بهترين موسيقي متن به كارن همايونفر براي «اسفند» تعلق گرفت.

ديگر نامزدها: كريستف رضاعي براي «بچه‌ي ‌مردم»- پيمان يزدانيان براي «ترك عميق»- حبيب خزايي فر براي «شمال از جنوب غربي»- بهنام جليليان – عطا اخگر اندوز براي «ژوليت و شاه»

سيمرغ بهترين موسيقي متن

سيمرغ بلورين بهترين موسيقي متن به كارن همايونفر براي «اسفند» تعلق گرفت.

 

ديگر نامزدها: كريستف رضاعي براي «بچه‌ي ‌مردم»- پيمان يزدانيان براي «ترك عميق»- حبيب خزايي فر براي «شمال از جنوب غربي»- بهنام جليليان – عطا اخگر اندوز براي «ژوليت و شاه»

سيمرغ بهترين تدوين

سيمرغ بلورين بهترين تدوين به عماد خدابخش براي «بچه‌ي مردم» تعلق گرفت.

ديگر نامزدها: حميدرضا نجفي راد براي « ۱۹۶۸» -بهرام دهقان براي «زيبا صدايم كن»- حميد زرگرنژاد- مجيد طارمي براي «شمال از جنوب غربي»- پويان شعله ور براي «گوزن‌هاي اتوبان»- مهدي سعدي- لقمان خالدي براي «رها»

سيمرغ بهترين فيلمبرداري

سيمرغ بلورين بهترين فيلمبرداري به علي محمد قاسمي براي «شمال از جنوب غربي» تعلق گرفت.

محمد علي قاسمي به دليل ترافيك به مراسم نرسيده بود و جاي او محمد نادر فيلمبردار دوم فيلم جايزه‌ي او را گرفت.

ديپلم افتخار بهترين فيلمبرداري به ميلاد پرتوي براي فيلم «بچه مردم» رسيد.
ميلاد پرتوي عنوان كرد: سيمرغ مي‌خواستم اما همين ديپلم‌ هم خيلي برايم‌ مهم است. اين‌ جايزه را به عوامل‌ فيلم و خانواده عزيزم اهدا مي‌كنم.

عليرضا زرين‌دست عضو هيئت داوران و فيلمبردار پيشكسوت سينما عنوان كرد: جاي جاي اين مملكت استعدادهاي فراواني دارد كه هركدام مي‌توانند به مردان بزرگي در سينماي ايران تبديل شوند اما سايت رسمي بت فوروارد آقاي پرتوي يكي از استعدادهاي بزرگ سينماي ايران هستند.
ديگر نامزدها: سعيد براتي براي «اسفند»- داود محمدي براي «تاكسيدرمي»- محمدآلادپوش براي«ترك عميق»- سامان لطفيان براي « زيبا صدايم كن»- تورج منصوري براي «موسي كليم‌الله»

در ميانه مراسم و در پايان بخش اول اهداي جوايز، با حضور گروهي نوازنده روي سن، تصاويري از اختتاميه‌هاي سال‌هاي دور جشنواره فيلم فجر پخش شد.

در ادامه مراسم علي زندوكيلي همراه با گروه نوازندگان خود روي صحنه آمد و چند قطعه براي حاضران اجرا كرد.

سپس كليپي از جلسات داوري هيئت داوران براي حاضران پخش شد.

سيمرغ بهترين بازيگر نقش مكمل مرد

سيمرغ بلورين بهترين نقش مكمل مرد به فرهاد آييش براي«موسي كليم الله» تعلق گرفت.

 

فرهاد آئيش، بهترين بازيگر نقش مكمل مرد گفت: نقشم در موسي‌ كليم‌الله نقشي بود كه مي‌توانست براي هر بازيگري سيمرغ بياورد؛ حاتمي‌كيا ممنونم از نقشي كه به من دادي.

ديپلم افتخار بهترين بازيگرِ نقش مكملِ مرد به عنايت بخشي براي بازي در فيلم شاه نقش رسيد.

عنايت بخشي، برندهٔ ديپلم افتخار نقش مكمل مرد گفت: نمي‌خواهم چيزي از گذشته‌ام بگويم اما خيلي زحمت كشيدم براي سينما. ساختمان صداوسيما با كمك ما ساخته شد و هربار از آنجا رد مي‌شود اشكم سرازير مي‌شود

ديگر نامزدها: عباس غزالي براي «آبستن»- تورج الوند براي «اشك هور»- رضا كيانيان براي «بچه‌ي مردم»- پيمان قاسمخاني براي «گوزن‌هاي اتوبان»- بهنام تشكر براي «موسي كليم الله»- ميرسعيد مولويان براي «ناتوردشت»

رضا درستكار يكي از اعضا هيات داوران بيان كرد: ۵۰ سال قبل فيلمي به نام «مهر گياه» ساخته شد كه هيأت انتخاب جشنواره تهران آن را رد كرد و بعدها سازنده اين فيلم بابت آن گله كرد.

وي افزود: حيف شد در اين جشنواره «پيرپسر» (خارح از مسابقه) نمايش داده شد و حسن پورشيرازي امكان گرفتن جايزه نداشت. بازيگران ستون‌هاي سينما هستند و انتخاب از بين اين دوستان سخت بود.

سيمرغ بهترين نقش مكمل زنسيمرغ بلورين بهترين نقش مكمل زن به ليندا كياني براي «۱۹۶۸» تعلق گرفت.

 

 

ليندا كياني، بهترين بازيگر نقش مكمل زن گفت: از كساني‌كه سال‌ها زحماتم را ناديده گرفتند تشكر مي‌كنم؛ آن‌ها باعث شدند مجبور شوم بيشتر تلاش كنم.

ديگر نامزدها: ساره بيات براي «چشم بادومي»-غزل شاكري براي «رها»-بيتا عزيز براي «مرد آرام»-بهاره كيان افشار براي «موسي كليم الله»

سيمرغ بهترين نقش اول مرد

سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد به مصطفي زماني براي «شمال از جنوب غربي» تعلق گرفت.

 

مصطفي زماني، برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اصلي مرد گفت: از هيئت داوران جشنوارۀ فجر مي‌خواهم سيمرغ من را به‌عنوان سيمرغِ مشترك ثبت كنند. اگر حسن پورشيرازي در بين نامزدها بود جايزه به من نمي‌رسيد.

عزت الله ضرغامي عضو هيئت داوران گفت: مصطفي زماني به‌خاطر فيلم «يوسف پيامبر» چهرۀ جهاني دارد و او در كشورهاي اسلامي شناخته‌شده است. كشف مصطفي زماني توسط فرج‌الله سلحشور درست بود و اتفاقي نبود.

ديپلم افتخار بهترين بازيگر نقش اصلي مرد به نويد پورفرج براي بازي در فيلم «گوزن‌هاي اتوبان» رسيد.

نويد پورفرج پس از دريافت جايزه عنوان كرد: خيلي خوشحالم كه پس از ۴ بار كانديد شدن توانستم ديپلم افتخار فجر را دريافت كنم. خوشحال‌تر بودم كه زماني اين ديپلم‌ را مي‌گرفتم كه حال دل مردمم بهتر باشد. براي مردم آرزوي بهترين‌ها را دارم و اميدوارم لبشان همواره خندان باشد.

ديگر نامزدها: اميرنوروزي براي «۱۹۶۸»- رضا مسعودي براي «اسفند»- مهبد جهان نوش براي« بچه‌ي مردم»- شهاب حسيني براي «رها»-امين حيايي براي «زيبا صدايم كن»- رضا عطاران براي «صددام»

سيمرغ بهترين بازيگر نقش اول زنسيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن به فريبا نادري براي «شوهر ستاره» تعلق گرفت.

 

فريبا نادري پس از دريافت سيمرغ بيان كرد: پس از ۲۰ سال امروز نتيجه تمام‌ سختي‌هاي كارم‌ را ديدم. زماني كه به دفتر آقاي اوجي رفتم كه فيلمنامه پرينت شده را بگيريم. آقاي اوجي به من گفت كه مراقب باش سيمرغ از لاي فيلمنامه نيافتد. آقاي اوجي من خيلي قدر اين سيمرغ را مي‌دانم‌ و تلاش مي‌كنم‌ پس از اين به بهترين شكل اين مسير را طي كنم.

ديگر نامزدها: پادينا كياني براي «۱۹۶۸»- رويا افشار براي «اشك هور»- ژوليت رضاعي براي «زيبا صدايم كن»-شميلا شيرزاد براي «مرد آرام»- مريلا زارعي براي «موسي كليم الله»

مستانه مهاجر عضو هيئت داوران بيان كرد: ما ۳ بازيگر جوان در اين‌ بخش داشتيم كه همه درخشان بودند. من مي‌خواهم اكنون ايستاده براي مريلا زارعي دست بزنم زيرا هر كدام از همكارهايش كه امروز جايزه گرفتند با عشق برايشان دست زد.

سيمرغ بهترين فيلم پويانمايي

سيمرغ بلورين بهترين پويانمايي به «پسردلفيني۲» محمد امين همداني تهيه كننده و محمد خيرانديش كارگردان تعلق گرفت.

محمد امين همداني پس از دريافت جايزه خود گفت: انيميشن در بخش بين‌الملل دارد طلايه دار سينماي ايران مي‌شود و ما در پسر «دلفيني ۱» فروش خوبي داشتيم و اميدوارم در آينده همه به انيميشن افتخار كنيم.

محمد خيرانديش هم در سخناني گفت: از عوامل ۴۰۰نفره فيلم «پسر دلفيني ۲» كه شبانه‌روزي فعاليت كردند تشكر مي‌كنم و از دبير جشنواره و هيات داوران كه پويانمايي را جدي گرفتند كمال قدرداني را دارم.

ديگر نامزدها: «افسانه سپهر» مهدي جعفري جوزاني -«زال و رودابه»محمد علي سجادي- «ژوليت و شاه» آرمان رهگذر

سيمرغ بهترين كارگردان اول

سيمرغ بلورين بهترين كارگردان اول به محمود كريمي براي «بچه‌ي مردم» تعلق گرفت.

 

محمود كريمي هم پس از دريافت جايزه خود از هيات داوران تشكر كرد و گفت: خيلي از بچه‌هاي فيلم ما امشب نامزد شدند و جاي خانم خيرانديش خالي بود كه بايد مورد تشويق قرار بگيرند، اين سيمرغ مشتركا به من و همسرم كه نويسنده «بچه مردم» بود مي‌رسد كه دوسال با هم متن فيلم‌ را نوشتيم.

وي يادآور شد: البته جايزه اصلي اين سيمرغ به بچه‌هايي مي‌رسد كه گمنام به جبهه‌هاي جنگ رفتند و شهيد شدند.

ديگر نامزدها: اميرمهدي پوروزيري براي «۱۹۶۸»- آرمان زرين كوب براي «ترك عميق »-ابراهيم اميني براي «چشم بادومي»-حسام فرهمند براي «رها»- محمدرضا اردلان براي «فرياد»

سيمرغ بهترين فيلم اول

سيمرغ بلورين بهترين فيلم اول به فيلم «رها» سعيد خاني تعلق گرفت.

خاني گفت: فيلمم را آقاي پوراحمد تقديم مي‌كنم. شهاب حسيني اگر تو نبودي اين فيلم ساخته نمي‌شد. در شرايطي كه روابط بر ضوابط ارجح‌تر است، اين فيلم را ساختيم. براي ساخت اين فيلم ريسك كردم. آقاي وزير ارشاد خواهش مي‌كنم كه قاتل وحشي را اكران كنيد. من اگر دلار خريده بودم بيشتر سود مي‌كردم اما ما عاشق سينما هستيم. آقاي وزير اگر آقايان از بالا به شما فشار مي‌آورند، ما از پايين به شما فشار مي‌آوريم.

ديگر نامزدها: «۱۹۶۸» به تهيه‌كنندگي ايرج محمدي-«بچه‌ي مردم» به تهيه‌كنندگي سيد علي احمدي- «ترك عميق» به تهيه‌كنندگي محسن چگيني-«چشم بادومي» سجاد نصرالهي نسب -«فرياد» بهمن بني اردلان

سيمرغ بهترين فيلم از نگاه ملي جايزه ويژه سردار شهيد سليماني

سيمرغ بلورين بهترين فيلم از نگاه ملي (جايزه سردار سليماني) به سعيد سعدي براي فيلم «خداي جنگ» اهدا شد. در اين مراسم اعلام شد كه كسي از عوامل حاضر نيست و ما جايزه را به تهيه‌كننده مي‌رسانيم.

سيمرغ دوم اين بخش به مهدي فرجي اهدا شد به تهيه‌كننده «ناتوردشت» كه جانشين تهيه‌كننده اين جايزه را دريافت كرد.

سيدعباس صالحي وزير فرهنگ‌ و ارشاد اسلامي، رائد فريدزاده رئيس سازمان سينمايي و منوچهر شاهسواري نيز براي اهداي جايزه روي صحنه آمدند.

سيمرغ بلورين بهترين فيلمنامه به محمود كريمي- فائزه يارمحمدي براي «بچه‌ي مردم» تعلق گرفت.

محمود كريمي پس از دريافت جايزه عنوان كرد: ما اين‌ فيلمنامه را با فائزه يارمحمدي همسرم نوشته‌ايم.

فائزه يارمحمدي نيز بيان كرد: زماني كه مي‌خواستيم فيلمنامه را شروع كنيم‌فال حافظ گرفتيم و اين‌ شعر آمد: گرت چو نوحِ نبي صبر هست در غمِ طوفان/ بلا بگردد و كامِ هزارساله برآيد.

ديگر نامزدها: آرش صادق بيگي- ميلاد صدرعاملي- محمدرضا صدرعاملي براي «زيبا صدايم كن»|حميد زرگرنژاد- سيد محمد حسيني – محمد جواد اسلامي براي «شمال از جنوب غربي»| باقر سروش- ابوالفضل صفاري براي «گوزن هاي اتوبان»| مهنوش صادقي براي «مرد آرام»| ابراهيم حاتمي كيا براي «موسي كليم الله»

سيمرغ جايزه ويژه هيات داوران

سيمرغ بلورين جايزه ويژه هيات داوران هم به «سونسوز» به كارگرداني رضا جمالي تعلق گرفت.

رضا جمالي پس از دريافت جايزه‌اش گفت: از تك تك عوامل فيلم «سونسوز» تشكر مي‌كنم، مخصوصا همسرم كه شبانه‌روز كنار من بود.

سيمرغ بهترين كارگرداني

سيمرغ بلورين بهترين كارگرداني نيز به حميد زرگرنژاد براي «شمال از جنوب غربي» تعلق گرفت.

حميد زرگرنژاد هم پس از دريافت سيمرغ بلورين خود گفت: از همه بچه‌هاي فيلم «شمال از جنوب غربي» تشكر مي‌كنم كنار من بودند، ۲۵سال پيش يك فيلم كوتاه داشتم كه آقاي تبريزي به من جايزه نداد و ناراحت شدم ولي الان متوجه شدم كه بايد تلاش خودم را بيشتر مي‌كردم.

ديگر نامزدها: محمود كريمي براي «بچه‌ي مردم»- رسول صدرعاملي براي «زيبا صدايم كن»-رضا جمالي براي «سونسوز»- ابوالفضل صفاري براي «گوزن‌هاي اتوبان»- ابراهيم حاتمي‌كيا براي «موسي كليم‌الله»

سيمرغ بلورين بهترين فيلم به «زيبا صدايم كن» به تهيه‌كنندگي سيد مازيار هاشمي تعلق گرفت.

سيد مازيار هاشمي هم پس از دريافت سيمرغ بلورين خود با يادي از علي معلم گفت: مفتخرم كه رسول صدرعاملي به من اعتماد كرد، از كانون پرورش فكري كودك و نوجوانان هم بابت زحمات‌شان و از عوامل فيلم «زيبا صدايم كن» تشكر مي‌كنم.

او خطاب به رسول صدرعاملي كارگردان فيلم گفت كه جايزه براي شماست.

وي همچنين از ابراهيم حاتمي‌كيا (در مراسم حاضر بود) تشكر كرد كه با فيلم‌هايش عاشق سينما شده است.

سيد مازيار هاشمي از هنرمندان درگذشته كيومرث پوراحمد، فرشته طائرپور و كامبيز پرتوي هم ياد كرد.

ديگر نامزدها: «بچه‌ي مردم» به تهيه‌كنندگي سيد علي احمدي- «شمال از جنوب غربي » به تهيه‌كنندگي مهدي مددكار-«گوزن‌هاي اتوبان» به تهيه‌كنندگي ابوالفضل صفاري- «موسي كليم الله» به تهيه‌كنندگي سيد محمود رضوي

در ادامه منوچهر شاهسواري عنوان كرد: نكته جالب توجه امسال اين است كه به واسطه چهل‌وسومين جشنواره فيلم فجر سازمان امور اجتماعي كشور توافقي با سازمان ‌سينمايي داشتند. امسال براي ۲ فيلم جايزه ويژه‌اي در نظر گرفته شده است كه در بخش تجلي اراده ملي اهدا مي‌شود.

وي افزود: ۲ فيلم «بچه مردم» و «چشم‌بادومي» از سوي داوران و مشاوران سازمان امور اجتماعي مستحق اين جايزه هستند و در اولويت حمايت سازمان سينمايي و سازمان امور اجتماعي قرار دارند. مبارك هر ۲ باشد و حالا برويد به دنبال فيلمنامه.

سيمرغ بهترين فيلم از نگاه تماشاگران

بهترين فيلم از نگاه تماشاگران با حضور علي دهكردي، مدير عامل خانه سينما معرفي شد.

شاهسواري در اين بخش اضافه كرد كه براي بهترين فيلم انيمشين نيز جايزه مردمي درنظر گرفته شده است.

علي دهكردي با اشاره به اهميت جايزه مردمي و با تقدير از علي آشتياني پور (مدير جايزه مردمي) كه روي سن حاضر شد، گفت: «پسر دلفيني ۲» برگزيده نگاه تماشاگران در بخش انيميشن شد.

شاهسواري در بخش مسابقه سينماي ايران نيز فيلم «پيشمرگ» علي غفاري را به عنوان بهترين فيلم از نگاه تماشاگران معرفي كرد.

فيلمهاي دوم تا هفتم اين بخش نيز به ترتيب عبارتند از: رها، موسي كليم‌الله، ناتور دشت، بچه مردم، زيبا صدايم كن، خداي جنگ.

ضرغامي پس از پايان آمدن از صحنه به سمت عوامل فيلم «موسي كليم‌الله» آمد و از ابراهيم حاتمي‌كيا و ساير عوامل تشكر و قدرداني كرد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز دهید:
رتبه از پنج: 0
بازدید:

+ نوشته شده: ۱۰ اسفند ۱۴۰۳ساعت: ۱۰:۲۰:۰۸ توسط:vip4 موضوع: نظرات (0)